أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

710

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

وزرايى كه هنوز تعيين نشده‌اند . « 1 » اين خبر به بريتانيايىها رسيد . آنان از اطلاق پادشاه عرب بر وى اظهار شگفتى نكرده و با نمايندهء وى در مصر تلاش كردند تا قدرى تأمل شود ، زيرا همچنان در بلاد عربى ، حكومت‌هايى بودند كه مىبايست با آنان تفاهم مىشد . چنان كه تعبير « عرب » بر مصر و تونس و الجزاير نيز اطلاق مىشد . حسين ضرورت تفاهم را نپذيرفت و گفت كه مصر و تونس و الجزاير از بلاد عرب نيست . حسين همچنان به اصرار از آنان مىخواست تا به وعده‌هاى خود عمل كرده و استقلال بلاد عربى را از دورترين نقطه در شمال تا حدود عدن در جنوب به رسميت بشناسند ، اما متفقين همانطور كه گذشت ، اين مناطق را ميان خود تقسيم كرده و زمينهء تسلط يهود را در فلسطين هموار مىكردند . بدين ترتيب بود كه همهء خواب‌ها آشفته از آب درآمد و آمال و آرزوها بر باد رفت و سرنوشت حسين چنان شد كه نفوذ او از دايرهء حجاز بيرون نرفت . او در مخالفت ، جز از استدلال و احتجاج بهره‌اى نداشت و اين زبانى بود كه در ناموس طبيعت ، قرار نيست توپخانه‌ها و ناوها و هواپيماها در آسمان و آب از آن دفاع كنند ، چرا كه شاعر گفت : النواميس قضت * ألّا يعيش الضعفاء إن من كان ضعي * - فا أكلته الأقوياء « 2 » قوانين طبيعت چنين حكم مىكند كه ضعيف نتواند زندگى كند . كسى كه ضعيف است ، طعمهء اقويا خواهد شد .

--> ( 1 ) . در واقع هيچ كارى كه اين افراد مستحقش بودند به آنان واگذار نشد . فرزندان ملك حسين كارهاى سپاه را انجام مىدادند و افراد ديگر ، غالباً از اين مناصب ، فقط يك اسم داشتند ، زيرا ملك خود در تمام امور دولت دخالت كرده ، به گونه‌اى عمل مىكرد كه هيچ كس بر آن اطلاع نمىيافت . ( 2 ) . از جميل صدقى الزهاوى .