أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

703

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مشغول تمرين نظامى بودند ، از همان صبح صداى تيراندازىهايى را كه در اطرافشان بود حس كردند . در اين وقت ، به سرعت به داخل سنگرها رفتند و فرماندهء آنان از شريف حسين به صورت تلفنى پرسيد كه چه خبر است ؟ پاسخ آمد : عرب نمىخواهد شما حاكم بر آنان باشيد . فرمانده گفت : ما آمادهء تسليم هستيم ، در صورتى كه كسى را براى گفتگو بفرستيد . حسين يكى از اشراف را به نام شريف عبدالمحسن بركاتى « 1 » نزدش فرستاد . فرمانده از او خواست تا داخل پادگان بيايد تا كارهاى تسليم انجام شود . وى نزديك بود داخل شود كه يكى از افسران عرب به او هشدار داد و او توانست خود را نجات دهد . پس از آن درگيرى براى چند روز ادامه داشت تا آنان تسليم شدند . يك هفته بعد ، و زمانى كه تركها نهايت تلاش خود را براى حفظ آن كردند ، مكه تسليم شد . طى اين مدت تركها تلاش كردند تا شمارى از خانه‌هاى مكه را آتش بزنند و نزديك بود آتش به محلهء اجياد در پشت بيمارستان جديد برسد . يك بار هم آتش پرتاب شده توسط آنان به سنگى در كعبه برخورد كرد و آن سنگ افتاد و پرده آتش گرفت . اما شورشىها به سرعت به فرونشاندن آن اقدام كردند و تركها هم به آنان كمك نمودند و تنها پس از فرونشاندن آتش بود كه باز اقداماتشان را از سر گرفتند . مسلَّم است كه آنان قصد زدن كعبه را نداشتند و خطايى در انداختن صورت گرفته بود . هنوز پانزده روز نگذشته بود كه انقلاب در مكه و جده پيروز و اين دو شهر از دست تركها آزاد شد . اما نيروهاى موجود در طائف بيش از سه ماه مقاومت كردند و سپس در 23 ذى قعده 1334 تسليم عبداللَّه - پادشاه بعدى اردن - شدند . مدينه هم براى مدتى طولانى در محاصرهء قدرتمندانهء نيروهاى شورشى بود كه به آن خواهيم پرداخت . هنوز شعبان سال 1334 به پايان نرسيده بود كه نيروى كمكى انگليس به جده رسيد كه عبارت بود از يك آتشبارى ميدان يك آتشبارى مكسيم ، سه هزار تفنگ و يك دستهء نظامى 330 نفره به همراه 240 چهارپا . « 2 »

--> ( 1 ) . نويسندهء كتاب الرحلة اليمانيه كه از نزديكان ملك حسين بود . ( 2 ) . الثورة العربية الكبرى ، ج 1 ، ص 148 .