أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
697
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
گفتگوها با بريتانيا انگليس از آنچه در اطراف و اكناف امپراتورى عثمانى مىگذشت ، غافل نبود . اين دولت ، بر حسب عادت ديرين خود ، حريصانه وقايع را تعقيب مىكرد . مهم براى دولت بريتانيا اين بود كه پس از ارتباط آلمان با اتحادىهاى آلمان به جمع آورى اطلاعات و اخبار محرمانه در منطقه پرداخته از آنها در مقابل پيمان اتحاد ياد شده استفاده كند ، آن هم درست پيش از آن كه ابرهاى جنگ فراگير شود . بنابراين چرا نبايست با حسين به معاشقه بپردازد ، و با روشهاى فريبكارانه به احساسات درونى و خواستههاى او نزديك شود ، آن هم در حالى كه مىداند او جاهطلب است ؟ چرا نبايد لرد كتشنر ، معتمد بريتانيا در مصر از فرصت عبور امير عبداللَّه بن حسين - پادشاه بعدى اردن - در يكى از سفرهايش به مصر براى رفتن به آستانه در سال 1331 استفاده كند ، تا او را بهتر بشناسد و مانند يك دوست با او مصافحه كند و به اسم دولت بريتانياى كبير در بارهء حجاج هندى با او به گفتگو بپردازد ؟ اين ديدار ، دوستانه بود و در پى آن ديدار ديگرى شد كه زمينهء دوستى بيشتر را فراهم كرد و به امير جوان فهماند كه دولت بريتانيا تا چه اندازه عطف توجه به آرزوهاى عرب دارد . من ترديد ندارم كه اين قبيل جلسات گفتگو ، با هر آنچه در آن گذشته و با حواشى امير جوان در باره آن گفتگوها ، و آرزوهايى كه در اطراف آنها بوده است ، همگى به صاحب رأى و فكر در مكه يعنى شريف حسين منتقل مىشده است تا روى عواطف او تأثير بگذارد . اما در اين سوى ، حسين مىدانست كه اين شهر ، شهر خليفه است و اختلاف او با اتحادىها در آستانه ، خيانت را براى وى تجويز نمىكند و اين كه با نامسلمانان مصافحه كند . او مردى بود كه هميشه به داشتن اخلاق محافظهكارانه مباهات مىكرد . به علاوه ، اقدامات او چندان مخاطرهآميز بود كه دشوار مىشد در صورت شكست ، راه گريزى در آن يافت . با اين حال ، عواطف وى در هم ريخت و سختگيرى اتحادىها فضا را براى امير عبداللَّه فراهم ساخت تا دست به آن اقدام مخاطرهآميز بزند .