أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

665

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

اشاره كرده ، مطلبى است كه ملاعلى قارى در شرح خود بر شرح شيخ خود در نزهة الفكر نوشته و خلاصهء آن اين است كه يك يمنى ادعا كرد كه از آل شيبه است . دو نفر از مكىها بر آن شهادت دادند و نزديك بود اثبات شود اما آن مرد مرد . آل نائب الحرم اين خاندان ، يك خاندان قديمى است كه قارى در تاريخ خود از آن ياد كرده و مىگويد : نيابت آنان در حرم ، نيابت از امير مكه در شؤون حرم و مراقبت از كاركنان حرم ، مانند خدمه و مؤذنان و ائمهء جماعت متعلق به آنان بود . اين شغلى جز مَشْيخة الحرم بود كه اصل آن متعلق به والى ترك جدّه بوده و كار اشراف بر اصلاحات در مسجد بر عهدهء او بود . از ديگر خاندان‌هاى قديمى مكه ، خاندان‌هايى هستند كه ما در فصل خاص مربوط به مسائل علمى ، ضمن شمارش خاندان‌هاى علمى مكه به آنها اشاره خواهيم كرد ، اينها همه ، جز خاندان عريق اشراف است كه از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله يكسره در مكه مىزيستند . نكته‌اى كه توجه مورخ را به خود جلب مىكند ، اين است كه بيشتر خاندان‌هايى كه در اوائل اين دوره به مكه آمدند و در آنجا سكونت گزيدند ، از مصرىها ، مغربىها ، اهالى شام و ترك‌ها بودند . به نظرم از مصرىها تعداد كمترى در مكه ساكن شدند ، اما فتوحات محمدعلى پاشا در مكه ، عاملى بود كه آنان را بر سكونت در مكه تحريك و تشجيع كرد . بعيد نيست كه غالب اين مصرىهاى موجود مكه ، كسانى باشند كه با سپاه محمدعلى پاشا ارتباط داشتند و بعدها در مكه اقامت گزيدند . بنابراين نبايد از اين كه خاندان‌هاى مصرى را در مكه بيابيم كه جز در موارد نادر ، از يك جد واحد نيستند ، شگفت زده شويم . از مشهورترين آنان ، خاندان‌هاى قطان ، زقزوق ، رشيدى ، منصورى و دمنهورى هستند . مهاجرت مغربىها و سورىها و تركها و كردها و سودانىها در بسيارى از ادوار