أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

617

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

آن را ضميمهء حجاز كرد . در اين زمان ، دولت عثمانى تلاش كرد تا برخى از قلعه‌هايى را كه در سمت عقبه به غرب بود ، استوار سازد كه انگليس در اين باره اعتراض كرد . زمانى كه دولت عثمانى در اين باره اصرار ورزيد ، انگليس تهديد به جنگ كرد . اين مصيبتى بود كه تأثير زيادى در اعراض عثمانى از دولت انگليس و رفتن آن دولت به سمت آلمان داشت . طبعاً نتيجهء آن در آن سوى ، اين بود كه انگليس همچنان روى اين منطقهء استراتژيك تا مدت‌ها تسلط داشت . وضعيت علمى به دليل كوتاه بودن دورهء تسلط مصر بر حجاز ، تحوّل علمى خاصى كه قابل ذكر باشد در اين منطقه رخ نداد . واقعيت آن است كه هشت سالِ آن در مكه جنگ بود ؛ بعد از آن هم مصر با اشراف عثمانى ، بر حجاز تسلّط داشت . زمانى هم كه مستقل شد ، درازاى آن تنها هفت سال بود . اين مدتى است كه به نظر ما براى اين كه بحثى از تأثير و تأثر علمى در اين ناحيه داشته باشيم ، كافى نيست . علاوه بر اين ، بايد توجه داشت كه دورهء محمدعلى در مصر ، فجر جديدى است كه خورشيد آن پس از وى ندرخشيد . درست در زمان درخشش آن ، حجاز زير سلطهء عثمانى درآمد . بدين جهت مىتوانيم بگوييم كه بحث از وضعيت علمى مكه در اين دوره ، ادامهء همان وضعيت دورهء اوّل عثمانى است . وضعيت عمرانى ترتيبات ادارى جديدى كه محمدعلى پاشا در مكه برقرار كرد ، ايجاد برخى از مراكز عمومى را در پى داشت . تكيهء مصرى در سال 1238 به هدف اطعام فقراىِ از اهلِ حرم و مجاوران تأسيس شد . اين كار خوبى بود كه اسلوب و روش خاص خود را داشت . با اين حال ، ما همچنان آرزو مىكنيم اى كاش اين پول در راهى جز اين صرف مىشد تا عامل كسلى و سستى نمىشد و فقراى بلاد را كه در مناطق خود گرسنه بودند و هيچ نفعى