أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

608

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

تصوّر مىرود كه اقدام فرماندهى ترك براى نصب عبدالمطلب ، پس از آن بود كه خبر گردآمدن قبيلهء حرب را در حمايت از يحيى شنيد و گويا با اين اقدام خواست به مشايخ حرب بفهماند كه آنان در تهاجم خود به مكه ، با يكى از اشراف روبرو خواهند بود و اين مىتوانست از شدّت شورش بكاهد . در حالى كه يحيى در ماه صفر سال 1243 آمادهء هجوم به مكه بود ، فتنه‌اى ميان فرماندهى ترك و امير عبدالمطلب برپا شد ؛ دليل اين فتنه آن بود كه از مصر خبر آمد كه با امارت عبدالمطلب موافقت نشده و مقرّر شده است تا امارت به محمد بن عبدالمعين واگذار شود . فرماندهى ترك به اجبار ، عبدالمطلب را از اين مطلب آگاه كرد ، اما عبدالمطلب كه اين كار برايش گران تمام شد ، عليه فرماندهى ترك و براى اخراج او از حجاز نداى شورش سر داد . دعوت وى در باديه منتشر شد و آنان براى حمايت از او فراهم آمدند . وى در پى شريف يحيى فرستاد تا با يكديگر هماهنگ شده و براى به دست گرفتن مكه فعاليت كنند و يحيى هم موافقت كرد . قرار بر آن شد تا به صورت متحد در نهم جُماداى اوّل به مكه حمله كرده و سپاه مصرى را از آنجا بيرون كنند . اين اقدام نزديك بود به انجام برسد كه خبر تازه‌اى در همان لحظات آخر از مكه به مهاجمان رسيد و آن اين بود كه محمد بن عبدالمعين از مصر آمده و درست در روز هشتم جُماداى اوّل وارد مكه شده است . « 1 » اين شريف محمد از احفاد عبادله ، اولاد عبداللَّه بن حسن بن ابى نُمىّ بود كه به آنان ذوى عون گفته مىشد . محمد بن عبدالمعين بن عون ورود ناگهانى شريف محمد ، تأثير زيادى در باقى ماندن سپاه مصرى در مكه داشت ، چرا كه به محض آن كه خبر آن به عبدالمطلب كه در مفجر نزديك به منى بود رسيد ، او محاصره را رها كرد و به طائف رفت . وضعيت يحيى هم كه با هوادارانش در وادى فاطمه بودند ، به همين شكل بود . او نيز آن محل را ترك كرده بازگشت .

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 305 .