أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

604

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

همهء اهالى را جمع كرده ، ابتدا امان مىدادند ؛ سپس آنان را خلع سلاح كرده و مىكشتند و هر چه داشتند مىبردند . جنگجويان ترك سپس عازم درعيه شدند و در اوائل جُمادى الاولاى سال 1233 به آنجا رسيدند و محاصرهء آن را آغاز كردند . ابن بشر مىنويسد : مردمانى از اهالى نجد و رؤساى باديه ، كسانى كه گوشت آنان با عطايا و بخشش‌هاى آل سعود رشد كرده بود ، به كمك ترك‌ها شتافتند تا بتوانند همانطور كه از سعودىها مىگرفتند از ترك‌ها هم بگيرند . ابن بشر به وصف برخى از نبردها در درعيه پرداخته ، مىنويسد : يكى از كسانى كه در آنجا حاضر بوده به او گفته است : اگر به « طلاق » سوگند بخورم كه من آن روز از فلان موضع مىخواستم به فلان موضع بروم و ممكن نبود مگر آن كه پا روى جنازهء كسى بگذارم ، بايد بگويم كه قسم دروغ نخورده‌ام . « 1 » زمانى كه در دِرعيه كار دشوار شد ، برخى از شخصيت‌ها و در رأس آنان عبداللَّه بن عبدالعزيز بن محمد بن سعود و بزرگ آل شيخ ، على بن محمد بن عبدالوهاب از شهر خارج شده درخواست صلح كردند ، اما مهاجمان حاضر به مصالحه نشدند ، مگر بر كشتن كسانى كه شمشير در دست دارند يا آن كه امير آنان عبداللَّه بن سعود خود را تسليم كند . امير پيش از آن در قصر موضع گرفته ، توپخانه را براى دفاع نصب كرده و اموال فراوانى ميان مردم توزيع نموده بود ، اما چيزى نگذشت كه ياران او با آنچه گرفته بودند ، گريختند . وى درخواست امان كرد . به وى گفته شد تا از قصر بيرون بيايد و او بيرون آمد . بدين ترتيب درعيه تسليم شد و امير سعودىها را به تركيه فرستادند كه در آنجا به قتل رسيد . « 2 » با تسليم شدن درعيه ، بدگويى اهالى در بارهء علما و قضات و شخصيت‌هايشان نزد فرمانده سپاه ترك آغاز شد و تعداد زيادى از اين جماعت كشته شدند . بعضى از آنان را در حالى كه در مقابل توپ‌ها و تفنگ‌ها گذاشته شدند ، كشتند . قاضى احمد بن رشيد را نيز زير شكنجه گرفته و تمام انگشتانش را قطع كردند . « 3 » در اين وقت از مصر فرمان رسيد تا درعيه را به طور كامل منهدم كرده ، آتش بزنند .

--> ( 1 ) . عنوان المجد ، ج 1 ، ص 206 . ( 2 ) . همان ، ص 206 . ( 3 ) . همان ، ص 208 .