أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

600

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

وقت بود ، اقامت گزيد . اين خانه هم در الشاميه در جوار مدرسهء العزيزيه بود . « 1 » شريف غالب چنين احساس كرد كه به خاطر همكارى او با سعودىها ، مايل به ادامه امارت او نيستند و سپاه مصرى كه از وى براى بيرون راندن سعودىها كمك گرفتند ، به طور پنهانى در پى دستگيرى او است . به همين جهت ، احتياط كرده ، تلاش نمود تا در مدت اقامت آنان در مكه جايى تحصن كند تا دستگيرش نكنند ، اما اين اقدامات سودى نبخشيد . از سوى ديگر محمدعلى هم مىدانست كه گرفتن شريف غالب در حالى كه او در مكه ميان سپاه و دوستان و هوادارانش قرار دارد ، كار دشوارى است . به همين جهت از مطوّف خود كه شخصى به نام احمد تركى بود ، كمك خواست . قرار بر اين شد تا طوسون به عنوان اعتراض به پدرش به جده برود تا شريف غالب به عنوان واسطهء صلح ميان آنان ، به فعاليت بپردازد . در آن وقت ، طوسون بپذيرد كه هرچه غالب گفت همان را خواهد پذيرفت و به خانه‌اش برود . در اين وقت ، غالب به منزل او خواهد رفت تا وى را نزد پدر ببرد . زمانى كه اين دو نفر در خانه تنها ماندند ، شمارى از افسران وارد خانه شده ، شريف غالب را دستگير كنند . همين تدبير به كار گرفته شده ، غالب دستگير شد . چيزى نگذشت كه احمد تركى او را زيارت كرد تا نتيجه را به او بگويد . در اين ملاقات به وى گفت : مشكلى وجود ندارد مگر آن كه نزد خليفهء عثمانى رفته و سپس به امارت خويش باز گردد . سپس به وى پيشنهاد كرد تا متنى براى فرزندانش نوشته آنان را نزد خود بخواند تا يكى از آنان را به امارت انتخاب كند . او نيز فريب خورده ، همين مطلب را به آنان نوشت . هر كدام از آنان كه به آن خانه مىآمدند ، دستگير مىشدند . بدين ترتيب مصرىها از فتنهء فرزندان وى و شورش دوستان او بر ضد خود در امان ماندند . بدين ترتيب غالب و فرزندانش به مصر برده شده ، در آنجا مورد استقبال رسمى قرار گرفتند . سپس آنان را در يكى از قصرها حبس كرده ، محافظانى براى آنان گماشتند .

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 296 ( عاتق : ) در زمان ما ، آل غاب ، سكنهء المثنان در طائف هستند .