أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

587

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

منبر رفت و امان نامه را در حضور مردم خواند . در هشتم محرّم ، امير سعود در حالى كه مُحْرم بود همراه سپاهش به مكه آمده ، طواف و سعى كرد و سپس به محصّب رفت تا در آنجا بر سر سفره‌اى كه در باغ شريف غالب تدارك ديده شده بود ، بنشيند . « 1 » سپس مردم را به يك اجتماع عمومى در مسجد فرا خوانده ، خطابه‌اى مفصّل در بيان دعوتش به توحيد ايراد كرد . در يك اجتماع ديگر از آنان خواست تا قبّه‌هايى را كه روى مقابرى چند ساخته‌اند تخريب كنند . آنان نيز براى انهدام آنها حركت كردند . در آن وقت ، عادت بر اين بود كه هر يك از ائمهء مذاهب اربعه نماز جماعت مىگزارد . امير سعود دستور داد اين رسم را تعطيل كرده و جز يك امام در مسجد اقامهء نماز نكند . صبح شافعى ، ظهر مالكى ، و به همين ترتيب در بقيهء اوقات ، ديگران نماز مىخواندند . نماز جمعه را هم مفتى مكه عبدالملك قلعى اقامه مىكرد . همچنين دستور داد تا كتاب كشف الارتياب در مسجد الحرام در يك حلقهء عمومى كه علما و اهالى در آن حاضر باشند ، تدريس شود . وى پس از آن كه 24 روز در مكه ماند ، همراه سپاهش به سمت جده رفته ، كنار ديوار آنجا در رغامه لشكرگاه زد . اين بعد از آن بود كه به اهالى آنجا نامه نوشته و آنان را به تسليم دعوت كرده بود . غالب در پشت ديوار جدّه تحصن كرده و آمادهء نبرد بود . ميان آنان درگيرىهايى رخ داد كه قريب يك هفته به طول انجاميد . ابن بشر مىگويد : سعود دريافت كه جدّه ديوارى استوار دارد . به همين جهت آنجا را به سمت بلادش ترك كرد و اين در حالى بود كه بخشى از سپاهش را در يكى از قصرهاى مكه باقى گذاشت . « 2 » وى از برخى از قبايل در منطقهء عسير كه ابراز اطاعت مىكردند ، خواست تا براى فتح جدّه تلاش كند . آنان فرماندهء خود عبدالوهاب ابونقطه را نزد عبدالمعين فرستادند و او به عبدالمعين گفت : براى ما به مقدار پنج ريال آرد ، پنج ريال روغن و پنج ريال علوفه تهيه كنيد ، زيرا من قصد فتح جده را دارم و مىترسم كه حصار طولانى شود . عبدالمعين

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ج 2 ، ص 289 ( حاشيه الفتوحات ) . ( 2 ) . عنوان المجد ، ج 1 ، ص 222 .