أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

572

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

لادن مخلوط كردند ، به هم چسباندند كه براى مدت طولانى بود و دوباره از هم پاشيد . اين بار با مركبى از چسب كاج و سفيداب و صمغ و مسك آنها را به هم چسباندند كه باز براى مدت طولانى به‌هم چسبيده بود تا آن كه از هم جدا گرديد . در اين وقت آن را نزد استاد محمود دهان آوردند و او با مركّبى خاص آن قطعات را به طول كامل به‌هم متصل كرد . « 1 » سلطان مراد دستور داد تا درِ جديدى براى كعبه درست كند و درِ قديم را نزد وى بفرستد . در سال 1073 چوبى از سقف كعبه شكست و همين امر سبب شد تا سقف را تعمير كردند . « 2 » در سال 1100 سكويى براى لبهء كعبه از روى سقف درست كردند و بعدها بار ديگر در سال 1109 سقف را تعمير كردند . در سال 1138 نيز بار ديگر كعبه را تعمير كرده و اصلاحات ديگرى در آن صورت دادند . « 3 »

--> ( 1 ) . تاريخ الكعبه ، ص 109 . ( 2 ) . در اين سال سيلى عظيم در مكه آمد كه سبب خرابىهايى در مسجد شد و آب تا قنديل‌ها رسيد . فرداى آن روزشريف مكه و ساير مردم به تميز كردن كعبه و مسجد مشغول شدند . در اين باره سروده‌هايى هم در دست است كه تاريخ واقعه را بيان كرده است . بنگريد : منائح الكرم ، ج 4 ، صص 227 - 228 . خبر خرابى در سقف كعبه را هم كه مؤلف آورده است بنگريد همانجا ، ص 230 . « ج » ( 3 ) . تاريخ الكعبه ، ص 239 . مؤلف به طور معمول تنها از اصلاحات مسجد و گه‌گاه از برخى از مدارس و رباطها ياد مىكند ، اما رسم ندارد اصلاحات مربوط به ساير مساجد متبركه را كه معمولًا منابع تاريخ مكه به آنها هم پرداخته‌اند ، بيان كند . در حالى كه اين موارد هم جزو تاريخ مكه است . براى نمونه تجديد بناى مولد النبى صلى الله عليه و آله توسط سلطان سليمان عثمانى در سال 935 كه در منائح الكرم ، ( ج 3 ، ص 264 ) آمده است . در همان منبع ، ( ص 506 ) از تجديد بناى مولد النبى در زمان سلطان محمد بن مراد سخن رفته است . در سال 1009 روى مولد النبى صلى الله عليه و آله مناره‌اى هم ساخته شده است ( الأرج المسكي ، ص 180 ) نظاير اين موارد در همين كتاب و مآخذ ديگر فراوان است . قبهء روى قبر حضرت خديجه عليها السلام هم در سال 950 توسط امير محمد بن سليمان چركسى صورت گرفت . تا پيش از آن تنها يك صندوق چوبين روى قبر بود . ( همان ، ج 3 ، صص 307 - 308 ) . اين قبه بعدها در سال 1218 در دورهء اول حكومت سعودىها در مكه تخريب شد . با رفتن آنان بار ديگر آن را ساختند ، اما پس از تسلط مجدد وهابيان به طور كلى ويران شد . « ج »