أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
560
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
علمى آنان در اين شهر ياد مىنماييم جز آن كه اين كتاب ، جاى آن تفصيل نيست . در اين باره شيخ عبداللَّه ابو الخير در كتابش نشر النور كه همچنان مخطوط باقى مانده ، شرح حال اين عالمان و ديگران را آورده است ، كسانى كه ما از يادشان غفلت كرديم و شمارشان فراوان است . هر كس به دنبال تفصيل است ، به آن كتاب مراجعه كند . « 1 » عمامه در مكه علاقهمند بوديم تا در بارهء پوششى كه علماى اين دوره مكه از آن استفاده مىكردند مطالبى داشته باشيم ؛ اما چيزى در اين باره نيافيتم جز آنچه را كه شيخ عبدالرحمان جبرتى كه در اواخر اين دوره مىزيسته ، در وصف شيخ ابو الفيض محمد بن عبدالرزاق المرتضى آورده است . وى ( در مجلد اول ، صفحهء 230 كتابش ) مىگويد كه او مانند مكيان عمامه بر سر مىگذاشت ، عمامهاى بافته شده از پارچهء سفيد مصرى كه گوشهاى از آن در پشت سر انداخته شده و گرد آن كمربندمانندى و منگولهاى داشت با طولى نزديك به دو وجب و طرف ديگر آن داخل عمامه پيچيده شده بود و برخى از گوشههاى آن هم آشكار بود . در اين دوره ، عثمانىها تا حدودى به كار تعليم توجه نشان مىدادند و اين چيزى بود كه با زمانهء آنان مناسبت داشت . آنان چهار مدرسه را كه ميان باب الزياده و باب الدريبه بود تأسيس كردند تا علماى مكه در آنها به تدريس فقه بپردازند . جاى آن بيمارستانى بود كه زمانى مستنصر عباسى آن را تأسيس كرده بود و نيز اوقافى كه مربوط به پادشاهان چركسى بود ، نيز خانههايى كه متعلق به امير مكه شريف حسن بود . اين بيمارستان را كسى كه به نظر باسلامه كسى جز القبان نبود ، به مدرسه تبديل كرد ؛ چنان كه در عوض خانههاى وقفى كه گرفتند ، جاهاى ديگرى را دادند . اما خانههاى امير مكه بدون آن كه چيزى مقابل آن داده شود ، تقديم شد . زمانى كه شروع به ساختن مدارس كردند ، از قاضى وقت مكه احمد نشانجى
--> ( 1 ) . در اين باره در بحث اصلاحات در دورهء عباسى اول سخن گفتيم .