أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
56
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مكه در روزگار قريش قصىّ بن كلاب خزاعه به حكومت خود در مكه ادامه داد و اين در حالى بود كه فرزندان اسماعيل بعد از آواره شدن از مكه در سرزمينهاىِ ميان يمن و يمامه و بحرين و اطراف حجاز متفرق گشتند . گفته شده است : برخى از قبايل آنان به شام و عراق هم رسيدند . مورّخان در شمار قبايلى كه از اولاد اسماعيل منشعب گشتند ، اختلاف نظر دارند . اما بسا آنان در اين كه برجستهترين آنها عدنان است ، همداستانند . از اولاد عدنان ، ربيعه و مضر و اباد و انمار جدا شدند . « 1 » قصىّ كه از اولاد مضر بود ، به دور از موطن اجدادش در منطقهء قضاعه مىزيست و جز به همسر مادرش ، يعنى ربيعة بن حرام از قضاعه انتساب نداشت . يعنى او را به نام اين شخص كه قضاعى بود مىشناختند . يك بار ميان او و يك نفر از قبيلهء قضاعه مسألهاى پيش آمد . قضاعى به وى گفت : آيا به نسب و قومت نمىپيوندى ؟ تو از ما نيستى . قصى نزد مادرش آمد ، در حالى كه اين نكته براى او مسألهاى شده بود . در اين باره از مادرش پرسش كرد . مادرش گفت : تو بهتر و شريفتر از او هستى . تو فرزند كلاب بن مُرّة بن كعب بن لؤَى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانه از اولاد مضر هستى . قوم تو ، اصحابِ بيت الله الحرام و اطراف آن هستند . قصى مصمم شد تا نزد قوم خويش باز گردد و به آنان بپيوندد . وى از اين كه در
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ، 2 : 300 .