أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
551
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
محمل كه در پشت سر آنان حركت مىكرد تا باب السلام آمدند . هر دو محمل وارد مسجد الحرام شد . يكى در سمت راست مدرسهء الاشرف قايتباى و ديگرى سمت چپ آن مستقر شد . امير مصلح ، امير محمل رومى در مدرسه سكونت كرد و امير مصرى در رباطى كه در مسيل وادى بود و بعدها براى توسعهء مسجد آن رباط از ميان رفت . در اين سال محمل شامى به حج نيامد . « 1 » در سال 963 وزير مصطفى پاشا كه از سوى دولت عثمانى حاكم يمن بود ، اجازه خواست تا از يمن هم محملى به مكه بيايد كه به او اجازه داده شد . زمانى كه اين محمل به مكه رسيد ، امير مكه در بركهء ماجل « 2 » به ديدار او شتافت و به عنوان هديهء يمن ، خلعت گرفت . اين محمل را در مَعْلات سكونت دادند و آمدن آن تا سال 1049 ادامه يافت و بعد از آن چيزى در اين باره گفته نشده است كه مىآمد يا نه . مَطوّفىها اشاره كرديم كه اين رسم از زمان چراكسه آغاز شد و به تدريج در اوائل دورهء عثمانى بر دايرهء آن افزوده گشت ، زيرا امراى ترك و رؤساى آنان ناچار بودند كسانى را براى طواف دادن خود به استخدام درآورند . نخستين مطوّفى كه از دورهء چراكسه مىشناسيم قاضى مكه است ؛ بنابراين به نظر مىرسد كه شغل مطوفى در دوران عثمانى به تدريج از دايرهء قضات خارج شده و به برخى از شخصيتهاى مكه رسيده باشد . در حوادث سال 1039 داستان محمد المياس را
--> ( 1 ) . عراق هم محمل داشته است . عبدالقادر جزائرى در حوادث سال 730 گويد : عراقىها در اين سال حج گزاردند و فيلى هم همراهشان بود كه ابوسعيد بن خربنده پادشاه عراقين آن را فرستاده و محمل را حمل مىكرد . درر الفوائد ( ص 302 ) ( 2 ) . اكنون آن را ماجد يا ماجن مىگويند ، اما درست آن ماجل به معناى جايى است كه آبها در آن جمع مىشود . اينمحل ، يك بركهء طبيعى و محل جمع شدن آب بوده كه بعدها بركهاى جاى آن ساخته شده ، بركة الماجل ناميده شد و عوام مردم ، آن را به ماجن و ماجد تبديل كردند . ازرقى مىگويد كه در جنوب مكه ماجلان يعنى دو ماجل هست ، و معنايش اين است كه يكى محل بركه است .