أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

529

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

ناحيه استوار كرد ، چند روزى را هم در آنجا ماند و سپس از مسير قبيلهء حرب بدون آن كه جنگ و درگيرى پيش آيد به مكه بازگشت . « 1 » در بارهء قبيلهء حرب مسائل مختلفى به ذهن خطور مىكند . اين قبيله با كثرت جمعيت و تيره‌هاى داخلى و توان آن ، در گذشته و حال ، شايستهء آن بوده است كه منبعى براى آبادى بلاد و استفاده از بازوى تواناى آن در كارهاى سودمند باشد ؛ مشروط بر آن كه كسى در گذشته و حال بوده باشد كه توان آن قبيله را بشناسد و از آن در مسير زندگى بهره‌بردارى كند . بخش مهمى از سرزمين‌هاى متعلق به حرب ، قابليت كشت و زرع دارد ، البته در صورتى كه كسى باشد تا آنان را براى اين كار تربيت كند . توان فرزندان اين قبيله براى كار ، و تحمّل آنان نسبت به شدايد و سختىها ، قابليت آنان را براى انجام كارهاى توليدى و اقتصادى بالا برده است ، باز هم در صورتى كه كسى باشد كه آنان را در اين مسير هدايت و راهبرى كند . اين در حالى است كه ما آنان را در گوشه و كنار باديه ، گرسنه رها كرده‌ايم و تنها بخشش‌هايى به آنان مىكنيم كه بدان خو كرده و همان را اساس زندگىشان قرار داده‌اند . زمانىكه اين‌كمك‌ها قطع‌مىشود ، شَرور مىشوند وآمادهء طغيان . وقتىشرشدندو شورش كردند ، آنان را شورشى و خارجى عليه نظام مىناميم . در اين وقت كسى مانند شريف سرور پيدا مىشود كه آهن و آتش خود را عليه آنان به كار مىگيرد . اين‌جاست كه ديگر از « ظلم » در اين بحث يادى نمىكنيم و از دريافت درست حقايق محروم مىمانيم . « 2 » قلعهء اجياد توجه شريف سرور به مسألهء امنيت تا به آنجا رسيد كه وى در سال 1196 در بالاترين نقطهء اجياد ، قلعهء اجياد را كه هنوز سرپاست ، بنا كرده ، اموال زيادى در عمارت استوار آن و براى آن كه حصن محكم او باشد ، هزينه كرد . اين قلعه مشرِف بر خانهء او در

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 219 . ( 2 ) . به تعليقات ما در اين باره در كتاب نسب حرب مراجعه فرماييد ( عاتق ) .