أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
525
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مكه از شريف احمد ، حقوق هفت ماههاى را طلب داشتند و بنابراين ، دور شدن احمد از مكه چندان به مصلحتشان نبود و مىخواستند آن را از او بگيرند . به همين جهت در هشتم ذى حجه عليه سرور شورش كرده و اعلام كردند حج را با او به جاى نخواهند آورد مگر آن كه آنچه را از حاكم پيشين طلبكار بودهاند به آنان بپردازد . شريف سرور به اجبار پذيرفت تا نيمى از آن را بدهد و نيم باقى مانده را به بعد از حج موكول كند . آنان اين پيشنهاد را نپذيرفتند . او هم آنان را رها كرد و همراه بردگان خود عازم عرفات شد . سپاه او ايام حج را صبر كردند و بعد از آن كه حجاج از مكه رفتند ، در پى شريف احمد فرستاده از او خواستند به مكه بيايد تا از او حمايت كنند . آنان اميدوار بودند كه پس از آمدن او حقوقشان پرداخته شود . وقتى احمد مخفيانه وارد مكه شد ، يكباره فرياد شورش عليه سرور بالا گرفت . در اين سوى ، شريف سرور از امير الحاج مصرى كمك خواست و او هم با نيروى الخياله به يارى وى شتافت ؛ جز اين كه اين نيرو نتوانست به خوبى از او دفاع كند ، چرا كه گلولههاى شورشيان از سوراخهايى از ديوارهايى كه در كنار خيابانها بود بر سر آنان فرود مىآمد . سرور از برخى از قبايل كمك خواست و آنان از وى حمايت كردند و بدين ترتيب شريف احمد شكست خورده ، براى بار سوم به باديه گريخت . اندكى بعد باز شريف احمد براى بار چهارم و پنجم و ششم حمله كرد و پشت سرِ هم شكست مىخورد ، به حدى كه تعداد حملات او با پانزده رسيد و ميان هر حملهء او با حملهء ديگر از يك ماه تا سه ماه فاصله بود . « 1 » وى در اين حملات خود از قبايلى كه از حكومت سرور ناخشنود بودند استفاده مىكرد ، همين طور از برخى از اشراف مخالف . در اين ميان قبيلهء هذيل بيش از يك بار به او كمك كرد . در برخى دفعات هم از قبيلهء حرب كمك گرفت ، چرا كه شنيده بود كه آنان با سرور اختلاف دارند و سرور بر آنان سخت گرفته و برخى از مشايخ ايشان را زندانى كرده است . يك بار هم از شريف الفعر و شريف بركات بن جوداللَّه كمك گرفت . در اين
--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى .