أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

523

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

با تصرف جده ، آنان به انبارها و خانه‌هاى تجار يورش برده ، آنها را غارت كردند . اين امر در گرانى قيمت‌ها در جدّه تأثير گذاشت ، به طورى كه دشوارى ، تمامى باديه‌ها را فرا گرفت ، به حدّى كه برخى به خوردن گربه و خون لخته هم مشغول شدند . اين امر تا پايان سال 1184 به درازا كشيد . اما با ورود غلات از نواحى مختلف در آغاز سال 1185 اوضاع رو به تغيير گذاشت و روابط ميان مكه و عثمانىها هم به وضعيت گذشتهء خود بازگشت . « 1 » امارت احمد بن سعيد تا سال 1186 ادامه يافت . در اين وقت ، برادرزاده‌اش سرور بن مساعد بن سعيد بن زيد بر وى شوريد . « 2 » داستان از اين قرار بود كه شريف احمد قصد تعويض يوسف قابل وزيرش در جده را داشت . در اين باره نامهء عزل او را نوشت و به يكى از اشراف داد تا به او برساند . شريف سرور كه در مجلس نشسته بود با آگاهى از اين مطلب ، خواست از فرصت بهترين استفاده را ببرد . وى كه در اين وقت جوانى هيجده ساله بود و اعتماد به نفس عجيبى داشت و بسيار بلند پرواز بود . همين روحيه سبب شد تا وى موقعيتى ميان طايفهء خويش به دست آورد و نفوذ كلمه‌اى داشته باشد . سرور سوار شترى تندرو شد و پيش از آن كه نمايندهء شريف احمد به جده برسد ، خود را به اين شهر رساند . او به خانهء يوسف قابل رفت و ضمن گفتگو با يكديگر توافق كردند به رهبرى سرور سر به شورش بردارند و يوسف هم با اموال خويش او را حمايت كند . زمانى كه نمايندگان شريف احمد به جدّه رسيدند سرور را در آنجا يافتند كه به دفاع از يوسف مىپرداخت . وى از آنان خواست تا به او و يوسف پيوسته همگى بر ضد شريف از جده قيام كنند . بدين ترتيب همگى از جدّه خارج شده و در نيمه راه ، سرور و يوسف به سمت وادى فاطمه رفته ، در آنجا نيروهايى از باديه فراهم آوردند . سپس به

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 206 . ( 2 ) . تذييل شفاء الغرام ، ص 311 .