أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
503
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
خويش را مىپرداختند . اين امر در قيمت اجناس تأثير گذاشته و مردم در سال 1136 و 1137 از بالا رفتن قيمتها به سختى افتادند . خبر به دربار عثمانى رسيد و فرمان تخفيف به او داده شد و او هم پذيرفت . وى در كوه ابوقبيس خانهاى براى خود بنا كرد تا در پيش آمدها در آنجا تحصن كند . اين خانه را بيت النار ناميدند . خانهء مزبور در كنار كوه صفا بود و بعدها براى توسعهء راه منهدم شد . به تدريج اختلاف جديد ميان او محسن عبدلى پديد آمد و شريف محسن خشمگين شده ، به طائف رفت و سپاهى را براى نبرد با عبداللَّه تدارك ديد . عبداللَّه كه وحشت كرده بود كسى را براى راضى كردن او فرستاده به او و يارانش بذل و بخششها كرد تا راضى شدند و كارشان در سال 1138 به صلح انجاميد . باز هم برخى از اشراف به دشمنى با او پرداخته ، از او خشمگين شدند و سپس مصالحه كردند . باز دستهاى ديگر به مخالفت برخاستند كه آنها هم صلح كردند و اين كار تا پايان سال 1139 به طول انجاميد . در اين وقت ، امارت عبداللَّه استوار ، امنيت فراگير و راهها اصلاح شد و اشراف بعد از محبتهاى او در حق آنان و رعايت عدالت از وى اطاعت كرده آرامش به تمامى بلاد بازگشت . از اين وضعيت مىتوان چنين نتيجه گرفت كه فعاليت او در مناطق مختلف آن هم با فرستادن نمايندگانى براى تحبيب قلوب و ايجاد رفاقت ، گسترده بوده است . عبداللَّه هفت سال و نيم حكومت كرد تا آن كه مريض شد و در 15 ذى قعده سال 1143 درگذشت و در جايى برابر قبر شيخ محمود بن ادهم كه جايى شناخته شده و برابر بازان جرول بود ، مدفون شد . « 1 » امارت محمد بن عبداللَّه با درگذشت عبداللَّه ، يكى از برادرانش با نام مسعود ، مردم را به امارت فرزند امير سابق ، محمد دعوت كرد كه آن وقت در يمن بود و شايد براى ابلاغ سلام و ايجاد ارتباط
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، همان . محل قبر شيخ محمود همچنان معروف است و در همسايگى آن بنايى است كه به آن قبه گفته مىشود و شايد همانجا قبر شريف عبداللَّه باشد .