أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

489

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

عذر او را پذيرفت . در اين هنگام ، جنگجويان سعيد در محكمه سر به شورش برداشته شروع به تيراندازى كردند و برخى به قاضى توهين نمودند . آنگاه جمعيت اينان از آنجا درآمده وارد مسجد شدند و مصمم بودند تا به خانهء صنجق مكه كه در نزديكى باب الوداع بود هجوم برند . ياران صنجق در رواق باب الوداع برابر آنان ايستادند و ميان آنان تيراندازى صورت گرفت . نبرد چندان بالا گرفت كه مسجد از دود باروت پر شد و سطح داخل رواق و سطح مسجد و برخى از خانه‌هاى مجاور مملو از كشتگان شد . نمازهاى پنجگانه در مسجد تعطيل گشت و فرداى آن روز دو گروه در مجلس قاضى با يكديگر مصالحه كردند . « 1 » اما اين صلح هم ناامنى را در مكه بر طرف نكرد ، چرا كه آشوب همه جا را گرفته بود . در اين وقت ، بريد فرمان عزل شريف سعيد و توليت عبدالكريم را در 18 ماه رجب سال 1117 آورد كه آن هم در كاهش فتنه تأثيرى نداشت ، چرا كه همچنان شاهد بوديم كه سعيد در بين رد و قبول و تغافل مانده بود . با اين حال ، وى مكه را به سمت مصر كه مقرّر شده بود اقطاعى به وى واگذار شود كه او را كفايت كند ، ترك كرد . امارت عبدالكريم براى بار سوم با خروج سعيد از مكه ، شريف عبدالكريم بن يعلى در موكبى كه علما و اشراف همراهىاش مىكردند وارد مكه شد و بدين ترتيب براى سومين بار به امارت رسيد . « 2 » و چنين بود كه سال 1116 و نيمى از سال 1117 گذشت و در اين مدت فرياد اين بلاد از فتنهء رقيبان به آسمان مىرفت و از شورش آنان نعره مىزد . مسجد هم در اين ميانه ، صحنهء نبرد دو گروه گشت ، به گونه‌اى كه نفير گلوله‌هايشان ميان رواق‌ها و در اطراف مسجد پراكنده شد و مانع از اقامهء نماز گرديد و جنازه‌ها و مجروحان صحن مسجد را پوشانده بود .

--> ( 1 ) . شرح تفصيلى اين ماجرا را از زبان‌ناظر اين‌رخدادها ، سنجارى بنگريد در : منائح الكرم ، ج 5 ، صص 299 - 323 . « ج » ( 2 ) . همان .