أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
480
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
درگير شدند . شمارى از جوانان اشراف به ميدان آمده ، با كشيدن شمشير مبارز مىطلبيدند . نبرد چهار روز به طول انجاميد . شريف سعيد دريافت كه طاقت مقابلهء با مهاجمان را ندارد . به همين جهت از مردم خواست تا در مسجد در كنار محكمه نزديك باب سليمانيه اجتماع كنند . آنگاه از شيخ سعيد منوفى از علماى مكه خواست تا براى آنان خطبه خوانده ايشان را به دفاع از سعيد بسيج كند . خطيب هنوز در بارهء هدف اصلى سخن نگفته بود كه عامهء مردم بر ضد وى شوريده او را با سنگريزههاى مسجد سنگباران كردند . شريف سعيد دريافت كه اميد به پيروزى وجود ندارد و نيروى مهاجمان هر لحظه رو به تزايد است . به همين جهت تصميم به ترك مكه گرفت . وى در شب 21 ربيع الاول 1116 از مكه بيرون رفت . در گزارشى كه از شيخ ابوالسعود سنجارى نقل شده آمده است كه شريف عبدالمحسن در پى او فرستاد تا دارالسعاده را براى استقبال از او آماده كنند . مكان آن در حال حاضر رواقى است كه در مسجد الحرام در كنار اجياد واقع شده است . وى مىگويد : شريف سعد پدر سعيدِ شكست خورده ، بالاى سر ما ايستاده و بر عمليات آماده سازى آنجا نظارت مىكرد . « 1 » عبدالمحسن بن احمد زيدى شريف عبدالمحسن در صبح شبى كه وصفش گذشت ، در موكبى عظيم و در حالى كه آلاىهاى مصرى و تركى ، كسانى كه شب گذشته در سپاه شريف سعيد با او مىجنگيدند ، پيشاپيش او حركت مىكردند ، وارد مكه شد . وى ابتدا به سمت مسجد رفت ، و پس از آن كه طواف كرد ، فرمان سلطانى داير بر اين كه كار را به دست صنجق جده سپرده و او هم عبدالمحسن را برگزيده است ، خوانده شد . « 2 » سپس شيخ عبدالمعطى شيبى برخاست و براى امير دعاى تأييد كرد و صداى مُبلّغ بالاى قبّهء زمزم شاهد گفتار او بود . سپس امير به دارالسعاده رفت و به استقبال تهنيتگويان و استماع اشعار مداحان
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 134 . ( 2 ) . تذييل شفاء الغرام ، ص 308 .