أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
475
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
سمت قبرستان ابن سليمان « سليمانيه » رفته « 1 » و در نهايت با رفتن به فلق به امير جديد پناه برد و او هم از وى ، برابر صنجق سپاه حمايت كند . در واقع ، دشمنى با وزير بيشتر شخصى بود و آن اندازه كه براى صنجق عسكر مهم بود براى امير اهميتى نداشت . « 2 » امارت شريف سعد براى سومين بار عبداللَّه بن هاشم چندين ماه امارت كرد تا آن كه در اول ربيع الاول سال 1106 به او خبر رسيد كه شريف سعد ، منطقهء ليث را اشغال كرده و با سپاه بزرگى عازم مكه است . شريف عبداللَّه از صنجق جده كمك خواست و اهالى مكه را بسيج كرد . سپاه جدّه به كمك وى آمد ، اما اهالى مكه حاضر به جنگ نشدند تا آن كه از مفتى مكه شيخ عبداللَّه عتاقى ، فتوايى در جواز دفاع بر ضد متجاوزان گرفتند . صنجق جده دفاع از مكه را ترتيب داده ، جاى هر دستهاى از سپاه را داخل شهر معين كرد و توپها را مستقر نمود . در اين وقت ، سپاه مهاجم از سمت معلات وارد شد و نيروهاى اعرابىاش را به سمت كوهها فرستاد و آنان توپچىها را كشتند . پس از آن شمشيرزنان را ميان سپاه جده فرستادند تا آن كه موفق شدند آنان را از مواضع خود برانند . شريف عبداللَّه دريافت كه مقاومت بيهوده است . به همين جهت مكه را به قصد جدّه ترك كرده از آنجا به استانبول رفت و همان سال در آنجا درگذشت . بدين ترتيب شريف سعد براى سومين بار « 3 » امارت مكه را در دست گرفت و براى تهنيت و تبريك و مدّاحى شعرا جلوس كرد . آلاى ترك هم كه تا ديروز بر ضد او مىجنگيد ، جلوى او نشسته پذيرايى مىكرد . در اين وقت در باغ عثمان حميدان وزير شريف سعد ، ميهمانىهاى مفصلى براى عربهايى كه كمك كرده بودند برپا شد و وزير به شخصه پذيرايى مىكرد . چيزى
--> ( 1 ) . منسوب به شيخ محمد سليمان مغربى . ( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 122 . ( 3 ) . منائح الكرم ، ج 5 ، ص 200 .