أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

471

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

مردم مصيبت زيادى ديدند ، به طورى كه قافله‌هاى ارزاق به جدّه نمىرسيد مگر آن كه صنجق جده نيروهايى براى حراست ، همراهشان بفرستد . به همين جهت قيمت‌ها بالا رفت . در اين وقت قاضى و صنجق جده به خانهء شريف محسن آمده به او گفتند : اگر قادر به تأمين امنيت بلاد نيستى ، از امارت كناره‌گيرى كن . وى پاسخ داد ، اشرافى كه از من حمايت مىكنند حاضر به جنگ با عموزادگان شورشى خود نيستند . شما شمارى از سپاه مصرى را در اختيار من بگذاريد تا شورشيان را تأديب كنم . فرماندهان سپاه اين درخواست را رد كردند و گفتند : محدودهء كار ما مكه است و در بيرون از آن در باديه‌ها مسؤوليتى نداريم . « 1 » با اقدام برخى از اشراف شورشى از آل زيد در جهت بازگرداندن شريف سعيد به امارت ، اوضاع بحرانى شد . شريف سعيد خود را براى امارت آماده كرده بود ، زيرا بر اين باور بود كه با توجه به آن كه موقتاً كنار گذاشته شده ، بر پايهء عقيدهء آل زيد ، بيش از ديگران به امارت سزاوار است و آنان حق ندارند ديگرى را به امارت گيرند . اين امر سبب شد تا آل زيد به دو دسته تقسيم شوند و از شريف محسن بخواهند به نفع شريف سعيد از امارت كنارگيرى كند . اما او نپذيرفت و سوگندهاى مؤكد خورد . اختلاف ميان دو دسته از آل زيد بالا گرفت و شمشيرها كشيده شد و نزديك بود كه فتنه‌اى رخ دهد كه مساعد بن سعد برادر شريف سعيد پادرميانى كرده ، راه حل ظريفى را مطرح كرد . خلاصهء آن اين بود كه شريف محسن ابتدا به نفع شريف مساعد كناره‌گيرى كند تا سوگندهايش كه به نفع سعيد كنار نمىرود ، درست باشد . آنگاه مساعد كار را در دست گرفته ، سپس به نفع سعيد كنار رود . در اين وقت صنجق جدّه اعلام كرد كه مانع از ورود سعيد و هواداران وى به مكه خواهد شد . شمارى از اشراف با وى تماس گرفته ، به او گفتند : در اولين حركتى كه در سمت بازار معلات در جهت منع سعيد صورت گيرد ، كشته خواهد شد . بدين ترتيب صنجق دست از ممانعت برداشت و اجازه داد تا سعيد مكه را تصرف كند . اين رخداد در روز يكشنبه هفتم محرم سال 1103 بود . بدين ترتيب او

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 116 .