أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
468
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
نوشته است و از او خواست تا امارت مكه را به وى بسپارد . همين طور اموال ديگرى هم به وى بخشيد . از آن جمله اموالى بود كه در مصر جهت فقراى مكه تدارك ديده شده و هفتاد و پنج هزار قرش بود . والى مصر هم در اين باره نامهاى به والى جدّه نوشت و موافقت خود را با نصب شريف احمد بن غالب اعلام كرد كه خبر آن را در جدّه اعلان نمودند . زمانى كه خبر آن به شريف سعيد در مكه رسيد او حاضر به قبول آن نشد و گفت : والى مصر فقط بر مصر و صعيد آن « 1 » حكومت مىكند . اگر مكه را مىخواهد ، بايد با شمشير بگيرد يا آن كه فرمانى از سلطان عثمانى براى ما بياورد . در اين وقت سپاه مستقر در جده به همراه شريف احمد بن غالب به سمت مكه حركت كرده به نواريه « 2 » رسيد . اين رخداد در اواخر رمضان سال 1099 بود . از آنجا نامهاى به شريف سعيد نوشته ، از او خواستند تا مكه را ترك كند ؛ اما او نپذيرفت . در اول شوال سپاه ، حركت كرده ، تا نزديك مسجد عايشه آمد . شريف كه خطر را نزديك ديد و پراكندگى برخى از اعوان و انصارش را مشاهده نمود ، مكه را ترك كرده ، به سمت طائف رفت . احمد بن غالب شريف احمد بن غالب در دوم شوال 1099 در موكب بزرگى وارد مكه شده ، بر حسب رسم براى تهنيت و تبريك و ستايش شعرا جلوس كرد . در ذى حجه بود كه فرمان سلطانى به مكه رسيد كه در آن آمده بود كه والى مصر به خليفه نوشته است كه اشراف مكه بر نصب احمد بن غالب متفق هستند و دولت هم آن را تأييد كرده است . اين فرمان در حطيم خوانده شد و سه روز جشن برگزار گرديد . از جملهء كارهاى احمد آن بود كه اعلام كرد : تجار مىبايست زكات خود را به
--> ( 1 ) . اصطلاح « مصر و صعيدها » رايج است . ( ج ) . ( 2 ) . تيرهاى كه ميان تنعيم و وادى فاطمه هستند .