أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

448

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

به جاى آوردند . سعد بن زيد خلعت سلطانى را پوشيد و هفت روز در مكه و بازارهاى آن چراغانى شد . همچنين امير سعد دو هزار دينار ميان سپاهيانش توزيع كرد و به بسيارى از پيروان و اطرافيانش خلعت بخشيد . با فرا رسيدن موسم حج سال 1077 بار ديگر اختلافات آغاز شد ، چرا كه شريف سعد در پرداخت سهم شريف حمود كوتاهى كرد . به دنبال آن اختلاف بالا گرفت و شريف حمود در حالى كه خشمگين بود در 23 ذىقعدهء همان سال از مكه به سمت باديه رفت ، در حالى كه شمارى از اشراف او را همراهى مىكردند . او در آنجا ماند تا آن كه امير حج مصر رسيد . حمود نزد وى رفت و از عدم وفاى به عهد شريف مسعود براى او سخن گفت . او افزود كه ما اجازهء انجام حج را به هيچ كس نخواهيم داد مگر آن كه حق ما داده شود . سهم وى يك صد هزار اشرفى بود . امير حج مصرى اين مبلغ را تضمين ، و پنجاه هزار آن را نقداً پرداخت نمود . در بازگشت از عرفات ، امير حج مصرى و شمارى از مصلحان تصميم گرفتند دو گروه مخالف را با يكديگر صلح دهند . به همين منظور مجلسى ترتيب دادند ، اما توافقى صورت نگرفت و حمود خشمگينانه به ينبع رفت و برخى از اشراف هم به او پيوستند . در اين وقت شمارى از فرزندان او نيز با جماعتى از اشراف تصميم گرفتند تا به مصر رفته و با نمايندهء دولت عثمانى در آنجا سخن گويند . زمانى كه اين هيئت در راه بود ، با نمايندهء مصر مواجه شد كه پيشنهاداتى براى صلح داشت . او به آنان گفت كه با شريف حمود در ينبع در اين باره سخن خواهد گفت . برخى با او به سمت ينبع برگشتند و برخى در همان الحوراء « 1 » باقى مانده ، منتظر نتيجه شدند . چنين مىنمايد كه اين نماينده نتوانست كار مصالحه را تمام كند ، چرا كه افرادى كه در حوراء بودند پس از پانزده روز به سمت مصر حركت كردند و در آنجا با استقبال عظيم والى عثمانى در مصر روبرو شدند . چيزى نگذشت كه شايع شد شريف حمود نمايندهء مصر را كشته است . اين امر

--> ( 1 ) . منطقه‌اى در شمال ينبع نزديك به املج است .