أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

439

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

محسن هم شريك او باشد . اين اقدام در اول صفر سال 1041 صورت گرفت و خبر آن براى دارالخلافه عثمانى نوشته شد . « 1 » خاندان‌هاى بركات ، عبداللَّه و زيد در اين وقت امراى مكه به سه خاندان مهم منسوب بودند : فرزندان عبداللَّه يا عبادله كه از فرزندان عبداللَّه بن حسن بن ابى نُمِّى بودند . فرزندان زيد كه فرزندان زيد بن محسن از نوادگان حسن بن ابىنمى بودند . « 2 » و فرزندان بركات كه برادر حسن بن ابىنمىّ بود . امراى مكه سه قرن و نيم از اين خاندان‌ها بودند تا آن كه با امارت حسين بن على كه از عبادله بود ، حكومت شرفاى مكه پايان يافت كه شرحش خواهد آمد . اما امير محمد بن عبداللَّه پس از كناره‌گيرى پدرش ، كار امارت براى او و شريك وى زيد بن محسن استوار گشت . با اين حال نام عبداللَّه از خطبه نيفتاد و آن دو تا زمان درگذشت عبداللَّه از وى حرف شنوى داشتند تا آن كه او بعد از چند ماه در باغى كه در آن اقامت داشت و محلش بعد از معابده به سمت منى بود ، در جمادىالثانى همان سال 1041 درگذشت . در اين سال ، اهالى طائف بر ضد اشراف شوريدند و راشد بن بركات بن ابىنمى را كشتند . امير زيد همراه جماعتى از عموزادگانش و نيز گروهى از جنگجويان به سوى طائف رفتند و با شورشيان نبرد كرده ، پيروزمندانه بازگشتند . « 3 » امارت محمد و زيد با اتحاد و اتفاق تمام ادامه يافت و سلطان عثمانى هم كه در اين وقت « مراد » بود آنان را تأييد كرد ، جز آن كه برخى از چهره‌هاى مبرّز اشراف از اين وضعيت خشنود نبودند و ورود زيد بن محسن را در امارت ، نوعى بچه‌بازى تلقّى كردند . زان پس اين دو ، شاهد برخى از دشوارىهاى تازه بودند و كار امارت آنان يك سال بيشتر به درازا نكشيد . شمارى از اشراف از نزديكان محمد و برخى از برادرانش

--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 72 . ( 2 ) . شريف مسعود محمد آل زيد ، از بقاياى اين خاندان كتابى در شرح حال حكومت اين خاندان كه با زيد بن محسن از سال 1041 آغاز شده در كتاب تاريخ مكة المكرمة ( قاهره ، 2005 ) به دست داده است . « ج » ( 3 ) . خلاصة الكلام ، ص 72 .