أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
435
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
برود ، اما مقرر شد ابتدا به مكه رفته شريف احمد را دستگير كند و عموزادهاش شريف مسعود بن ادريس را به امارت بگمارد . قانصوه در سال 1039 به مكه آمد . ابتدا چنان وانمود كرد كه براى انجام حج آمده است . وقتى از مناسك فارغ گشت ، در خيمهء سپاهش ، در بيرون مكه آمادهء رفتن به يمن شد . زمانى كه حجاج از مكه رفتند ، او نيز اعلان كرد كه قصد عزيمت دارد . در همان حال كسى از خدمهء خود از مطوّفين را با نام محمد المياس به سوى امير احمد فرستاد تا به او بگويد كه براى توديع با امير ترك نزد خيمهء او بيايد . وقتى شريف احمد به بيرون مسفله نزديك خيمه آمد ، همراه يارانش او را از خيمهاى به خيمه ديگر بردند تا آن كه تنها شده او و اتباعش را دستگير كردند . خبر به سپاه احمد رسيد و آنان سر به شورش برداشتند و آمادهء نبرد شدند . ميان دو سپاه نبردى صورت گرفت و آشوب تمام مكه و اطراف آن را فرا گرفت . قانصوه مصمم بود تا كار را تمام كند ، به همين جهت سر احمد را جدا كرده برابر جنگجويان گرفتند . اندكى بعد امارت مسعود اعلام گرديد و مردم ، اطراف مناديان را گرفته اظهار اطاعت كردند . « 1 » در سال 1039 باران فراوانى باريد و سيل در وادى ابراهيم « 2 » سرازير شد ؛ سيلى كممانند كه سطح مسجد را تا نزديك قنديلهايى كه آويزان بود پر كرده ، نزديك به يك هزار نفر غرق شدند . همراه باران ، تگرگ زيادى هم آمد كه برخى شور و برخى تلخ بود . كعبه هم از اين سيل آسيب ديده ، بخشى از ديوار يمانى و شامى تا نزديك درِ كعبه فرو ريخت . « 3 » خليفهء وقت عثمانى سلطان مراد ، دستور بازسازى آن را داد كه شرحش خواهد آمد .
--> ( 1 ) . منائح الكرم ، ج 4 ، ص 28 . ( 2 ) . اين وادى همان است كه مسجد الحرام در ميان آن واقع شده است . آغاز آن از كوه ثبير اعظم و ثبير احدب و جبالطارقى است . از آنجا به بيت اللَّه مىرسد تا آن كه به وادى عرنه در شمال پايان مىيابد . اين وادى ربطى به مر ظهران ندارد ( عاتق ) . ( 3 ) . منائح الكرم ، ج 4 ، صص 65 - 68 .