أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
432
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ميان دو دشمن - يكى در مكه و ديگرى در جدّه - گرفتار شدهاند . خبر نزديك شدن سپاه شريف احمد از جدّه را هم از پشت سر شنيدند ، پس از اطراف محسن متفرق گشتند . محسن نيز كه وضع را چنين ديد به يمن گريخت . اين وقايع در سال 1037 رخ داد . وى يك سال پس از آن در يمن درگذشت و در صنعا مدفون گشت و در آنجا براى وى قبّهاى ساخته شد كه او را زيارت مىكردند . « 1 » احمد بن عبدالمطلب شريف احمد در روز هفدهم رمضان سال 1037 پيروزمندانه وارد مكه شد و خود را امير ناميد . سپس اين مطلب را براى خليفهء عثمانى نوشتند و او هم آن را تأييد كرد . امير جديد ، سياست تندروانه و زورگويانهء خود را بر اساس همان روشى كه پيش از آن در برپايى انقلاب و شورش داشت ، ادامه داد . او كه احساس كرد مردم مكه سياست سلف او را بيشتر مىپسندند ، شروع به برخوردهاى سخت با آنان كرده ، با انواع شكنجهها و زندان و تبعيد و قتل براى استوار كردن حكومتش به رويارويى با مردم پرداخت . قتلِ شيخ مرشدى ، قشاشى و بدوى يكى از مهمترين كسانى كه به دست او از بين رفت ، مفتى وقت مكه ، شيخ عبدالرحمن مرشدى بود كه شريف دستور داد وى را زندانى كرده ، در غل و زنجير نگاه دارند . داستان از اين قرار بود كه احمد به خواستگارى دخترى به نام سلطانه فرزند على شهاب رفت . دختر را به او ندادند و به عقد ديگرى در آوردند . وقتى شيخ عبدالرحمن سر سفرهء عقد آمده بود ، « 2 » در خطبه گفته بود : الحمد للَّهالذي أوعز سلطانه و أدحض شيطانه . شريف دريافت كه شيخ به او تعريض مىزند .
--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 2 ) . مزرعهاى در مرظهران در شمال حديبيه ، نه با فاصلهء زياد ، هست كه به آن مرشديه گفته مىشود . گفته مىشود كه اينمزرعه متعلق به آل مرشدى بوده است ( عاتق ) .