أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
415
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ابونمى دوم با درگذشت بركات ، امارت به فرزند بزرگ و شريك قبلى او محمد ابونمى دوم رسيد كه اين زمان بيست سال داشت . مورّخان اين ابونمى را از سران اشراف بنى بركات مىدانند ، چنان كه وى را زعيم و رهبرى مىدانند كه ميان خاندانهاى مختلف اشراف كممانند است . در كنار اين امر ، وى به نظامنامهاى شهرت دارد كه از وى شناخته شده است و گويند كه در آن ديهء هر مردى از اشراف را چهار برابر غير اشراف قرار داده بود . من تلاش كردم نسخهاى از آن را بيابم اما نتوانستم ، جز آن كه اخيراً يك متن تأييد شده توسط برخى از اشراف از نوادگان ابونمى را يافتم كه در روزگار يحيى بن سرور در سال 1237 تنظيم شده بود و اين متن همانطور كه مورّخان مىگويند منقول از سندى است كه به شريف مسعود بن سعيد از چهرههاى برجسته از آباءشان تعلق داشته است . بعيد نيست كه مقصود از آباء همان ابونمى يا فرزندان او باشد . بر اساس تصويرى كه از اين وثيقه برجاى مانده ، محتواى آن در بارهء تعيين مناسباتى است ميان فرزندان ابونمى و جرايم تعيين شده در بارهء تجاوز يكى بر ديگرى يا بر كسى كه از غير آنان به يكى از آنان پناه برده باشد ، يا كسى كه پيرو آنان بوده و از ايشان محسوب است . غالب اين جرايم ، تعيين غرامت از اسب و شتر و برده بوده و مستند آن چيزى جز عادات به ارث رسيده از پدران نيست ، آن هم در قالب و صورتى كه امروزه معنا و مفهومى ندارد . ابونمى امارت مكه را ميان فرزندانش موروثى كرد ، چنان كه پياپى ، آن را به ارث مىبردند . امتياز او هم به درايت و استقامتى بود كه در كار حكومت داشت و اعراب و اهالى به شدّت از او حساب مىبردند . چنان كه حُجّاج و مجاوران در مكه هم حرمتش را حفظ مىكردند و صاحب منصبان عثمانى هم منزلت او را مىشناختند و عقل او را در از ميان بردن فتنهها و پايين نگاه داشتن قيمتها تأييد مىكردند . طى سالهاى طولانىِ حكومت وى ، مكه در آرامش كامل به سر مىبرد و هيچگونه هيجان و آشوب بيهودهاى