أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
385
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
وى را تأديب كنند ، اما او آنان را از پشت ديوارهاى مكه شكست خورده باز پس راند . آنان برگشتند و او هداياى آنان را پذيرفت و به تصوّر من تحت فشار ، راضى به دعاى بر ايشان شد تا هم از پول آنان بهره گيرد و هم بتواند با فراغت امارت خود را در مقابل دشمنانى از خويشان و عموزادگان خود حفظ كند . اما چيزى نگذشت كه از آنان بريد و در باقى ماندهء حكومت خود به دعا براى آل رسول يمن پرداخت . زمانى كه پس از وى ، فرزندانش سر امارت با يكديگر درگير شدند ، مماليك براى حمايت از يك گروه عليه گروه ديگر فرصتى به دست آوردند و توانستند تا بار ديگر نام خود را در منبر مكه بالا برند و سايهاى از نفوذ خويش را در آنجا ادامه دهند ، در حالى كه گروههاى رقيب در برخى از سالها براى سلطان مغول كه در عراق بود دعا مىكردند . قافلهء عراق در اين دوره ، صدقات و طلا و نقرهء فراوانى در مكه توزيع كردند ، به طورى كه قيمت طلا به خاطر كثرت صدقات ، پايين آمد و ترديدى نداريم كه اين خواستهء سلطان مغول بود . دعا براى مغولان ، زمان درازى به طور نينجاميد ، زيرا مماليك منتظر فرصت براى تجديد نفوذ خويش در مكه بودند و به همين جهت خاندانهاى رقيب از اشراف را براى گرفتن امارت حمايت مىكردند تا به آنچه كه مورد انتظارشان بود برسند و عملًا با ايجاد نزاع ميان اشراف حاكم به مقاصد خود رسيدند ؛ به طورى كه در سال 760 توانستهاند دستهاى از سپاه خويش را به بهانهء حفظ امنيت و تثبيت اشرافِ - محمد بن عطيفه - از فرزندان ابونمى و تقويت او در استقرار امنيت در حجاز ، مستقر سازند . از اين زمان ، وضعيت مكه با دوران پيش از آن ، يعنى از شورش جعفر بن محمد مؤسس دولت اشراف تا آن روز متفاوت گرديد . و چنين بود كه اهالى مكه احساس كردند كه سرزمين آنان با حضور نيروهاى مملوكى براى نخستين بار در تاريخشان اشغال شده است . اشغال ، بيش از يك سال به طور نينجاميد ؛ زيرا اشراف ، شورش سختى را به راه انداختند ، به طورى نيروهاى اين سپاه تسليم شدند و شمارى از اسرا به ينبع برده شده ، در بازارهاى آنجا به عنوان اسير فروخته شدند . چنين مىنمايد كه مماليك ترك به آنچه تجربه كردند ، قانع شدند و دوباره به