أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
382
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
بركات در سال 915 به همراه شمارى از خويشانش براى ديدار سلطان غورى عازم مصر شد . وى هداياى با ارزشى را كه از آن جمله بيست بردهء حبشى ، بيست هزار دينار طلا ، بيست اسب و سه هزار دينار هم براى ديويدار « كاتب » بود ، بردند . « 1 » اين موارد نشان مىدهد كه وضعيت مكه به عكس شده و حجاز فقير كه بايد نياز معيشتى خود را برآورد و اهالى را سير كند ، هدايايى اينچنين با اين مبالغ گزاف را براى دربارهاى پادشاهى در سرزمينهاى ثروتمند مىبرد ، در برابر شهرهاى خود را نيازمند به يك پول سياه از اين ارقام مىكرد كه براى كارهاى عمومى خود و نيز سير كردن فقراى آنجا كه حرفهشان گرفتن صدقات بود ، سخت محتاج آن بودند . در سال 918 سلطان غورى ، بركات را براى زيارت مصر دعوت كرد . او به خاطر داشتن سن بالا عذرخواهى كرده ، فرزندش محمد ابونمى دوم را با گروهى از علماى مكه كه از آن جمله قاضى آنجا صلاحالدين بن ظهيره قرشى و نجم الدين بن يعقوب مالكى بودند ، فرستاد . در آن وقت ابونمى هشت سال داشت ، اما در مصر به صورت باشكوهى از او استقبال به عمل آمد و ابونمى چندان ذكاوت از خود نشان داد كه سلطان غورى را به تعجب واداشت . غورى در نخستين برخورد ، دست ابونمى را بوسيد . پس از آن فرمانى براى او نوشت كه وى را در امارت مكه با پدرش شريك مىكرد . « 2 » جنگ پرتغالىها در اين دوره است كه نبرد پرتغالىها در سرزمين هند بالا گرفته و تا سرحد درياى سرخ رسيد . سلطان غورى سپاهى را از تركها و مغربىها به جدّه فرستاد تا از آنجا دفاع كنند . فرماندهى اين سپاه را در اختيار حسين كردى گذاشت كه ديوار جده را بنا كرد و روى آن برجهاى متعدد ساخت . همچنين يك نيروى دريايى به جزيرهء كمران « 3 » فرستاد تا
--> ( 1 ) . منائح الكرم ، ج 3 ، ص 156 . ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 3 ) . مجموعهاى از جزاير كه در نزديكى بندر لحيه در ساحل يمن و ميان الحديده قرار دارد ( عاتق ) .