أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

357

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

به طورى كه از طائف ، وليه ، و جبل حجاز « 1 » چهار هزار نفر فراهم آمدند . به علاوه از مكه هم دو هزار نفر گرد آمدند . ششصد اسب هم در اختيارش قرار گرفت . زمانى كه فرماندهء سپاه مصرى در مسير مكه بود ، شريف حسن به او پيغام داد : من آمادهء ديدار با تو هستم ، اما عقيده دارم كارى كنى كه آسيبى به حُجّاج نرسد . يا زودتر بيا يا بعد از رفتن آنان . « 2 » پيش از آن كه اين نامه از مكه فرستاده شود ، نمايندهء فورى الملك الناصر خبر عدول سلطان را از اين اقدام اعلام كرده و گفت كه امارت شريف حسن مورد تأييد قرار گرفته است . نمايندهء صلح ، فيروز ، ساقى ملك ناصر بود . وى خلعت‌ها و هدايايى به همراه آورده بود . بدين ترتيب آرامش ، همراه با استمرار حكومت شريف حسن به مكه بازگشت . نمايندهء سلطان مصر از شريف حسن خواست تا متعرض سپاه مصر نشود . او نيز مشروط به آن كه سپاه مصر سلاح خود را تحويل داده ، آن سلاح‌ها در قلعه‌اى در اجياد گذاشته شود ، پذيرفت . اميرِ حجِ مصر ابتدا نپذيرفت ، اما سپس قبول كرد . سلاح‌ها ماند تا آن كه پس از حج به آنان باز گردانده شد . بدين ترتيب اوضاع آرام گرديده ، امير الحاج با امنيت وارد مكه شد و با شريف حسن در خانه‌اش در اجياد ديدار كرد . با اين حال ، ترس و اضطراب در عرفات و منى وجود داشت و دليل آن عدم اطمينان آنان از نتيجهء آن توافق بود . تقىالدين فاسى مىنويسد : در اين سال مشكلى ميان حجاج پيش آمد و آن اين كه روز وقوف در عرفات براى امير الحاج مصرى ثابت نشد . به همين دليل سپاه خود را غروب عرفه بيرون آورد تا روز بعد دوباره وقوف كند . اهالى مكه تصوّر كردند قصد خدعه دارد . اين مسأله برخوردهايى را پيش آورد و آرامش موجود را خدشه‌دار كرد . تنها تلاش برخى از عقلاى دو طرف مانع از وقوع فتنه و درگيرى شد . « 3 »

--> ( 1 ) . از سلسله جبال سراة در غرب و جنوب طائف كه قبايلى از غامد و زهران در آن ساكنند . ( 2 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 253 . ( 3 ) . همان .