أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
348
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مكوس پس از الغاى آن در مرحلهء قبل سخن نگفتهاند . در اين وقت ، به سال 787 قافلهاى از يمن همراه حجاج يمنى به مكه رسيد . « 1 » محتمل است كه سلطان يمن به تصوّر مشكلاتى كه در مصر پديد آمده بود ، تلاش كرد تا از فرصت استفاده كرده ، شرايطى براى دعاى براى خود در مكه ايجاد كند . احمد همچنان به امارت خود به صورت مستقل ادامه داد ؛ سپس بار ديگر در سال 787 فرزندش محمد را در كار خويش شريك كرد تا آن كه خود در سال 788 درگذشت . « 2 » دحلان مىنويسد : در روزگار احمد 34 نفر از شدّت ازدحام در داخل كعبه مردند و اين در سال 781 بود . « 3 » از حوادث مهم دوران امارت احمد آن بود كه وى گروهى از خويشان خود را كه از آن جمله عنان بن مغامس بود دستگير و در حالى كه در زنجير بسته بود در اجياد زندانى كرد . چيزى نگذشت كه آنان را به زندان علقميه در مروه منتقل كرد . داستان اين بود كه سلطان برقوق ، مبالغى براى آنان فرستاد تا از احمد بگيرند ، اما او موافقت نكرد و اين سبب برخاستن فتنه شده ، به دستگيرى آنان منجر شد . سلطان مصر به او نوشت تا آنان را آزاد كند ، اما او نپذيرفت . اين جماعت با بستن لباسهايشان به همديگر از پنجرهاى بيرون رفته به يكى از منازل اطراف رفتند تا از آن جا بگريزند . نگهبانان مطلع شدند و به جز عنان كه از زندان خارج شده بود ، بقيه را دستگير كردند . عنان در مسير فرار خود به سمت سوق الليل رفت . در آنجا كبيش فرزند عجلان ، در حالى كه در نور چراغ سخت در پى او بودند ، با او روبرو شد ، اما وى توانست پنهان شود . پس از آن به منزل يكى از آشنايانش در شعب على رفت و او ، وى را در انبارى پنهان كرد . خبر به كبيش رسيد و او به سرعت به آن سمت رفت . عنان در خانهء زنى در معابده كه او را مىشناخت پنهان شد . وقتى كبيش
--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 205 . ( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 34 . ( 3 ) . همان .