أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
329
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
پرداختند . او نيز به برادرش حميضه يورش سهمگينى برد و پس از كشتن حميضه در سال 718 مكه را به تصرف درآورد . « 1 » در اين وقت ، به سال 718 الملك الناصر حج دوم خود را به جاى آورد ، در حالى كه همراه او پنجاه نفر از مماليك و بسيارى از اعيان دولت وى در شام و مصر بودند . آنان اموال زيادى را به عنوان احسان ميان مردم توزيع كردند . در سال 720 وضعيت به همين گونه ادامه يافت و شمار حجاج بسيار زياد شد . مورّخان نوشتهاند ، در آن سال ، بسيارى از علماى برجسته ، حج به جاى آوردند . در اين سال ، حُجاج يك سنت متروك را احيا كردند و آن اين بود كه نمازهاى پنجگانه را در روز ترويه در منى اقامه كردند و زمانى كه خورشيد بر روى ثبير « 2 » طلوع كرد ، به سمت عرفه حركت كردند . « 3 » سنجارى علت يكپارچگى حجاج را در احياى اين سنت بيان نكرده است ، اما به نظرم حضور جمع زيادى از علما در حج آن سال ، تأثير خاص خود را ميان حجاج در اين اقدامشان داشت . آنان اين انديشه را در اجتماعات خود در مكه طرح كرده و آنگاه آن را ميان مردم آشكار كردند و مردم از آنان پيروى نمودند . مردم در اين سال ، روز جمعه ، بدون اختلاف وقوف كردند و اين يكصدمين جمعهاى بود كه مسلمانان از سال نخست هجرت تا اين زمان ، در عرفات وقوف مىكردند . سنجارى مىگويد : شيخ رضىالدين طبرى ، امام مكه ، مىگفت : من در تمام عمرم حج به جاى آوردهام ، اما شلوغتر از اين موسم نديدم . « 4 »
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 30 ، غازى در إفادة الأنام مىگويد كه حميضه به دست يكى از مماليك ترك در سال 720 كشته شد . ( 2 ) . در بارهء ثبير بنگريد : معجم معالم الحجاز ، مدخله مربوطه در مجلد دوم . ( عاتق ) . ( 3 ) . منائح الكرم ، سنجارى ، ( در حوادث سالهاى مربوطه در منائح ، ج 2 ، صص 339 - 342 اين خبر نيامده است « ج » ) . ( 4 ) . همان .