أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
327
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
همين كار در مدينه هم صورت گرفت . بدين ترتيب حكومت حميضه و رميثه در مكه بار ديگر آغاز شد . قبايل اطاعت آنان را پذيرفتند و امنيت برقرار شد و برخى از مالياتها لغو گرديد . مكه بار ديگر دورهء تازهاى از آرامش را به همراه نفوذ مماليك آغاز كرد . اين امنيت سبب فراوانى حجاج شد و قافلههاى حج در سالهاى 704 و 705 از مصر و مغرب و بلاد عراق و عجم به مقدار بىشمار به حج آمدند . « 1 » چيزى نگذشت كه اوضاع عوض شده ، رميثه و حميضه مالياتهايى را بر حجاج وضع كردند كه چند سال گرفتن آن ادامه يافت . بسيارى از حجاج اعتراض كردند و مماليك نيز خواستار الغاى آن شدند ؛ اما حاكمان مكه از پذيرش اين درخواست خوددارى كرده ، معتقد بودند كه اين پول در كار حكومت و امنيت راهها صرف مىشود . شايد هم دريافته بودند كه موافقت با الغاى ماليات بر حجاج ( مكوس ) نوعى راضى شدن به مداخلهء بيش از حدّ مردم مماليك در امور داخلى آنان است . چنين مىنمايد كه برقرار كردن مكوس با استدلال به اينكه براى تأمين راه است ، بازتاب خاص خود را داشت . حجاجى كه اين پول را به هدف حفظ امنيت خود مىدادند ، نمىتوانستند بپذيرند كه اين امنيت با كمترين حادثهاى دچار اختلال شود . در حج سال 705 حوادثى پيش آمد كه پيامدهاى خود را داشت . در اين حادثه ، گروهى از اهالى مكه با دستهاى از بدوىها در آشوبى در بازار منى ، درگير شدند . به نظر مىرسد برخى از مفسدان بر آن بودند تا در اين فتنهها دست به غارت بزنند . آنان به مناسبت اين هوشه ( تعبيرى كه معمولًا از اين شورشها مىشود ) دست به اين كار زدند . خبر اين حادثه پيش از آن كه به حاكم مكه برسد ، به امير قافلهء حج مصرى رسيد . به اعتقاد او پرداخت آن ماليات با اين قبيل غارتگرىها سازگارى نداشت . به نظر مىرسد او ترجيح داد تا فتنهگران را با شمشير خود تأديب كند تا آن كه اين مسأله را به حاكم مكه احاله دهد . اوضاع به هم ريخت و حوادث تازهاى پيش آمد . سپاه مصرى به دنبال فتنهگران به راه افتاد و اهالى مكه به كوهها گريختند . جمعى از باديهنشينها هم به دنبال آنان رفتند . بدين
--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 243 .