أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
325
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مىگويد : اگر مشكل مذهب نبود ، شايسته خلافت بود . او مانند خاندان خود زيدى مذهب بود . « 1 » نزاع فرزندان ابونمى بر سر امارت چهار نفر از فرزندان بزرگ وى با نامهاى رُمَيثه ، حُمَيضه ، ابوالغيث ، و عطيفه بر سر امارت با يكديگر به نزاع برخاستند . نزاع آنان از سال 701 تا 737 يعنى 36 سال به درازا كشيد تا آن كه در نهايت كارِ امارت بر رميثه مستقر شد . در اينجا خلاصهاى از رخدادهاى اين دوره را ارائه مىكنيم : هنوز ابونمى نمرده بود كه نيروها و اشراف مكه ، دو دسته شدند . گروهى از حميضه و رميثه دفاع كرده و دستهاى ديگر از ابوالغيث و عطيفه حمايت كردند . دو نفر اوّل در سال 701 توانستند بر دو نفر دوم غلبه كرده ، حكومت را به دست آورند . « 2 » بعد از اين پيروزى ، رميثه و حميضه ، دو برادر ديگر را زندانى كردند . اين دو نفر مدتى را در زندان سپرى كردند تا آن كه به ينبع گريخته ، يارانى به دست آورده و براى حمله به مكه آماده شدند . در اواخر ذىقعدهء سال 701 بود كه قافلهء مصرى با اميرى بيبرس جاشگير و در حالى كه سى تن از امراى مملوكى مصر با آنان بودند ، به مكه مىآمد . دو برادر فرصت را مغتنم شمردند تا به توطئه بر ضد دو برادر ديگر بپردازند . آنان با امير قافلهء مصر ملاقات كرده از او خواستند به آنان كمك كند و در برابر ، آنها هم به نام مماليك خطبه بخوانند . امير قافله هم پذيرفت . در اين ميان ، چيزى كه امير قافلهء مصر را از يارى اين دو برادر باز دارد ، در كار نبود ، چرا كه اين فرصت خوبى بود كه مماليك دنبال آن بودند . به همين دليل اين قافله پا پيش گذاشت با سپاهيان خود به مكه يورش برد . ابوالغيث و عطيفه هم با كمك ياران خود به آن
--> ( 1 ) . العقد الثمين ، ج 1 ، ص 469 . ( 2 ) . إتحاف الورى ، ج 3 ، صص 135 - 136 .