أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
322
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ارتباط خود را با مماليك قطع كرده ، به سمت مقابل آن يعنى يمن كشاند . وى دعاى براى ملك الاشرف خليل را قطع كرد و به جاى آن از ابتداى ربيع الاول سال 691 براى سلطان رسولى يمن دعا كرد . در اين سال بود كه ملك مظفر ، سلطان يمن ، موكبى را به مكه فرستاد كه ابونمى با شُكوه و جلال از آن استقبال كرد . روز عرفات پرچم رسوليان يمن روى كوه عرفات زده شد و مؤذن بر قبّهء زمزم ، برابر مردم از مناقب ملك مظفر سخن گفت . ابونمى هداياى يمن را كه مشتمل بر اموال فراوان و اسب و لباس و عطر و عود و كفش و عنبر و لباسهاى رنگانگ و خلعتهاى نو بود ، گرفت . همين طور مبلغ هشتاد هزار درهم ، و نيز به مقدار 1200 قراره گندم از كيلِ مكه در عصر فاسى جزو آن هدايا بود . اين مقدار سه برابر چيزى بود كه سالانه از مصر به مكه فرستاده مىشد . « 1 » ترديدى نداريم كه اقدام ابونمى ، نوعى قدرت نمايى در مقابل مصر بود و بعيد مىنمايد كه ابونمى دست به اين اقدام بزند اما در معرض خشم و انتقام مماليك مصر قرار نگيرد . اما كسى كه كارهاى شگفت ابونمى را مىشناسد ، چنين جرأتى را از وى بعيد نمىبيند ، به خصوص كه وى در كنار كارهايش نوعى تأمل داشت . ابونمى در روزگار ملك قلاوون و پيش از آن سلطان بيبرس ، پا از گليم خويش آن سوتر نگذاشت ، براى اين كه قدرت مماليك در آن دوره ، قابل مقايسه با قدرت مماليك در روزگار اشرف خليل كه زمانش سخت گرفتار فتنههاى داخلى بود ، و جانش را هم بعد از آن گرفت ، نبود . افزون بر آن ، اشرف در مقايسهء با دوران پيش از خود ، بيشتر مشغول نبرد با مغولان بود . بنابراين فرصتطلبى ابونمى در اين كه دست به اين اقدام زد و آشكارا ارتباط خود را با مصر قطع كرد ، امر شگفتى نبود . كما اين كه سكوت مصر در مقابل آن هم چندان شگفتى نداشت . دليل ما بر اين سكوت ، اظهارات مورّخان در بيان رخدادهاى مكه است كه چيزى كه تا چندين سال نشانگر وقوع فتنهاى در اين شهر باشد ، بيان نكردهاند ، جز آنچه فاسى
--> ( 1 ) . العقد الثمين ، ج 1 ، صص 463 - 464 .