أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

317

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

كرد و ابونمى در مراسمى عظيم به استقبالش شتافت . بيبرس دست به بذل و بخشش فراوان در مكه و مدينه زد و هدايا و اموال فراوانى كه حد و اندازه نداشت به امير مكه داده ، ميان اشراف عطاياى بسيارى تقسيم كرد چنان كه ميان اهالى حرمين هم همين كار را كرده و براى خانواده‌ها وظيفه‌اى سالانه تعيين كرد . همچنين به قبايل باديه‌نشين هم عطاياى فراوانى داد كه تأثير مثبتى در زندگى آنان گذاشت . بيبرس كه از اختلاف ميان ابونمى و ادريس آگاه شده بود ، آن دو را با يكديگر جمع كرد و از آنان جدا نشد جز آن كه همهء اختلافاتشان را كنار بگذارند . آن دو پذيرفتند كه به نام سلطان بيبرس خطبه بخوانند . « 1 » اما چيزى نگذشت كه باز اختلاف ميان آن دو آغاز شده ، ادريس به باديه رفت و قبايل چندى را به سوى خود دعوت كرد كه آنان هم از وى اطاعت كردند . اين بار او با جنگجويان فراوانى به مكه باز گشته دو سپاه در وادى خُلَيص « 2 » در نزديكى عسفان در شمال جده با يكديگر درگير شده ، نبرد سختى كردند . اين نبرد به كشته شدن ادريس و بازگشت ابونمى به مكه و حكومت منفرد او بر اين شهر منجر گرديد . مورّخان در بارهء دفعات بالا گرفتن اختلاف ميان ابونمى و ادريس اختلاف كرده‌اند . همين‌طور در بارهء زمان رخ دادن برخى از مسائل نيز ميان مورخان اختلاف است . با اين همه در اين نكته كه اين ماجراها به كشتن ادريس و حكومت مستقل ابونمى منجر شد ، اتفاق نظر دارند . اين اخبار به سلطان بيبرس رسيد و بعيد نيست كه خود ابونمى شرح آن را براى وى نوشته باشد و علل اقدامات صورت گرفته را شرح داده كارش را توجيه كرده باشد . ملك ظاهر بيبرس بر او شرط كرد تا ماليات بر حجاج ( مكوس ) را ملغا كرده و اجازه دهد تا هر

--> ( 1 ) . الذهب المسبوك ، ص 87 . ( 2 ) . وادى خُليص در يك‌صد كيلومترى شمال مكه و بيست كيلومترى شمال عسفان است ، يك وادى زراعى كه شامل 25 قريه مىشود و بخشى از آب آن به جده منتقل شده است . ساكنان آن از بنوحرب هستند ( عاتق ) .