أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
313
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
خطيب است . او همچنان مىرود تا نزديك منبر مىرسد ؛ حجر الاسود را مىبوسد ، نزديك آن دعا مىكند ، سپس به سوى منبر مىرود ، در حالى كه رئيس مؤذنان كه جامهء سياه پوشيده و شمشيرى آخته در دست دارد و آن را بر شانه نهاده ، پيشاپيش او قرار دارد . دو پرچم هم در دو گوشهء منبر هست . وقتى خطيب بر نخستين پله بالا مىرود ، مؤذّن شمشير را غلاف مىكند و با دستهء شمشير ضربهاى به پايهء منبر مىزند كه صداى آن را حاضران مىشنوند . همين طور وقتى خطيب به پلههاى بعدى مىرسد . زمانى كه روى آن قرار گرفت ، رويش را به مردم كرده ، بر آنان سلام مىدهد و آنگاه مىنشيند . در اين وقت مؤذّن روى قبهء زمزم اذان مىگويد . وقتى از خطبه فارغ مىشود ، براى خليفهء عباسى دعا مىكند . پس از آن براى امير مكه و بعد براى سلطان ايوبى ، تا آن كه خطبه تمام شده و نماز را آغاز مىكند . آنگاه به همان كيفيتى كه آمده بود باز مىگردد و منبر را هم دوباره به مكان اصلى آن ، برابر مقام منتقل مىكنند . « 1 » مقام ابراهيم مقام ابراهيم چنان كه امروز ثابت است ، در گذشته ثابت نبوده است . بلكه در موسم حج آن را براى محفوظ ماندن به درون كعبه منتقل مىكردند . روى آن قبّهاى چوبين بوده كه آن را هم در برخى از موسمهاى حج بر مىداشتند و به جاى آن قبّهاى از آهن مىگذاشتند . فاسى مىگويد : « 2 » روشن نيست كه از كى مقام در جايش ثابت مانده . سپس مىافزايد : به نظرم قبّهاى كه بالاى قبّهء آهنين ساختند در روزگار ملك مسعود امير يمن ساخته شده و او نخستين كسى است كه آن را بنا كرد . ما اين مطلب را در دورهء حسن بن قتاده گفتيم . « 3 » ابن جبير مسجد را چنان وصف مىكند كه اگر بنويسم به درازا مىكشد و البته در سفرنامهاش آمده است . سپس از قبّهء زمزم و قبّههايى كه در نزديكى آن بوده سخن
--> ( 1 ) . رحلة ابن جبير ، ص 97 . ( 2 ) . شفاء الغرام ، ج 1 ، ص 204 . ( 3 ) . ابن جبير مىگويد كه در زمان وى ، مقام ابراهيم در جاى ثابتى نبوده است .