أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

310

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

قطب‌الدين مىگويد كه آن كتاب‌ها در زمان ما پراكنده گرديد . مدرسه هم به رباط تبديل شد كه البته جايى هم براى تدريس در آن بود ؛ چنان كه كتاب‌هاى اهدايى برخى از متبرّعين هم در آنجا بود . « 1 » در سال 576 الناصر دستور داد تا مسجد را با سنگ مرمر فرش كنند . « 2 » همچنين در سال 629 مستنصر عباسى گفت تا كعبه و سقف و برخى از اركان آن را تعمير نمايند . « 3 » عباسيان در طول اين مدت ، پردهء كعبه را مىفرستادند و روى كمربند آن آياتى از قرآن و اسم خليفه را مىنوشتند . ابن جيبر مىنويسد كه پردهء كعبه سبز بود . ابن جبير مىنويسد كه زمين مطاف با سنگ صافى فرش شده و چون صفحهء مرمرينى زيبا به رنگ‌هاى سياه و گندمى و سپيد ، گسترده و به يكديگر پيوسته است و پهناى آن از كنار ديوار كعبه نُه قدم است مگر در جهتى كه مقابل مقام قرار دارد ؛ چون در آن قسمت سنگفرش تا مقام ادامه يافته ، آن را دور مىزند . ديگر مناطق حرم ، زمين‌هايش با شن نرم فرش شده و طواف زنان در آخرين بخش سنگفرش و منتهااليه آن انجام مىگيرد . « 4 » روشنايى مسجد در اين دوره با مشعل صورت مىگرفت آن چنان كه ابن جبير در سفرنامه‌اش مىنويسد : اين مشعل‌ها در ظرفى آهنينى كه در بالاى چوبى قرار داشت روشن مىشد . اين چوب‌ها را در اطراف مطاف ، در جايى نزديك به آن نصب كرده

--> ( 1 ) . بايد توجه داشت كه نخستين رباط در مكه مربوط به قرن چهارم است كه فاسى از آن ياد كرده و گويد : رباط سدره از موقوفات سنهء چهارصد است . پس از آن ده‌ها بلكه صدها رباط در اين شهر ساخته شد كه نشان از حضور دراويش و فقرا و اهل تصوف داشت . اين رباطها مثل ساير نقاط جهان اسلام ، محل زندگى و تحصيل و اطعام و كاركردهاى مشابه بود . فهرستى بلند از رباطهاى مكه را تا اوايل قرن نهم بنگريد در : الزهور المقتطفه ، 122 - 17 . فهرستى ديگر از مشهورترين رباطها و تكيه‌ها را در شهر مكه بنگريد در : تاريخ مكة المكرمة ، مسعود محمد آل زيد ، صص 325 - 345 و نيز بنگريد : مخصصات الحرمين الشريفين فى مصر ، صص 380 - 389 . « ج » ( 2 ) . تاريخ الكعبة ، باسلامه ، ص 174 . ( 3 ) . همان ، ص 232 . ( 4 ) . رحلة ابن جبير ، ص 57 .