أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
267
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
از مصر حفاظت مىكرد و عاضد وزير ديگرى با نام صلاح الدين برادر اسدالدين را به وزارت انتخاب كرده ، لقب الملك الناصر را به او داد . بدين ترتيب در مصر « خلافت » فاطمى اما « حكومت » زنگى شد . در اين خلال ، حكومت مكه همچنان در اختيار عيسى بن فُلَيته بود و زنگىها نبرد با حجاز را آغاز كرده ، به تدريج در مكه مستقر مىشدند و خطيب بالاى منبر به موازات دعا براى فاطميان ، براى زنگيان هم دعا مىكرد . « 1 » عيسى بن فليته از نفوذ جديد در مكه فراوان بهره برد . آن حالت آشفتگى كه محصول رقابت ميان عباسيان و فاطميان بود اكنون در بلاد مختلف فروكش كرده و جاى خود را به آرامش داده بود . زنگىها اموال زيادى در مكه انفاق مىكردند كه در نتيجهء آن و نيز استقرارى كه صحبتش شد ، زمينه براى گسترش تجارت و امنيت راهها فراهم شد . در سال 567 حكومت مكه همچنان در اختيار عيسى بن فليته بود و صلاح الدين بن ايوب وزير زنگىها در مصر . وى كار را بر عاضد عباسى سخت گرفت و با اين استدلال كه او شيعه است ، توانست از دعاى براى وى بر منابر جلوگيرى كند و به جاى آن دعا براى عباسيان بشود . نمايندگان او در سال 567 براى تأييد دعا براى عباسيان به مكه آمدند . عيسى بن فليته هم خواستِ او را پذيرفت . دو سال به همين منوال گذشت تا آن كه صلاح الدين ايوبى سقوط فاطميان را رسماً اعلام كرد و دولت او در سال 569 در مصر و شام تأسيس گرديد و در مكه به نام او خطبه خوانده شد . اين بحث را در دورهء ايوبيان به تفصيل بيان خواهيم نمود .
--> ( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 230 .