أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
234
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
بيت القاضى مىگفتند . چنين مىنمايد كه احكام قاضى بدون دخالت امير هم نافذ بود . به همين جهت در بسيارى از موارد ، اميران ، با قضات درگير شده يا به رغم ميل آنان روى احكام خاصى اصرار مىورزيدند . در مكه ، مناصب ديگرى هم بود كه از آن جمله صاحب الجند ، و صاحب المعونه بود كه دومى ، معاون اولى بود . همين طور متولّى زمينهاى قابل كشت ( سوافى ) كه اشراف بر املاك حكومتى داشت . « 1 » نيز كاتب امير كه شأن او از وزير روزگار ما كمتر نبود . « 2 » همچنين مُحْتَسب كه بر بازار نظارت داشت و مراقب مراسم عمومى و مُشْرِف بر اوزان و مقادير بود . « 3 » وضعيت عمرانى و اجتماعى با توجه به دشوارىهايى كه از آنها سخن گفتيم ، وضعيت عمران و آبادى مكه پيشرفتى نداشت . من اطمينان دارم قصرهاى بزرگى كه توسط افراد ثروتمند در روزگار اموى ساخته شده بود ، در اين دوره به تدريج رو به ويرانى رفت . به همين جهت ، محدودهء مكه از اوايل حدود مَسفله از يك جهت و برابر شبيكه از سمت ديگر تجاوز نمىكرد . اما حارّة الباب در دورههاى بعدى ، زمانى كه باب مكه ساخته شد - و ما در جاى خود از آن سخن خواهيم گفت - درست شده است . در اين دوره ، پوشيدن قبا در قصر عباسى رواج يافت . چيزى شبيه لباس كه جلوى آن باز بود و درازاى آن تا زانو مىرسيد . خليفهء عباسى روى آن كمربندى مرصّع به جواهرات مىبست و روى قبا ، عبايى مىآويخت كه غالباً سياه بود . اين پوشش با آمدن فرزندان عباس به امارت مكه ، به اين شهر انتقال يافت و بزرگان مكه هم كه مقرَّب آنان بودند از آن استفاده مىكردند . اما علما و قضات ، عمامه و طيلسان « 4 » مىپوشيدند و كلاهى
--> ( 1 ) . كامل ، ج 8 ، ص 77 . ( 2 ) . بنگريد : مقدمه ابن خلدون ، ص 215 ( 3 ) . تحفة الامراء فى تاريخ الوزراء ، ص 156 ( 4 ) . طيلسان پوششى است كه مشايخ از آن استفاده مىكنند و روى دوش مىاندازند .