أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

221

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

آمده و نيز از حجم ضعفى كه خلفاى عباسى گرفتارش بودند آگاه كرديم و گفتيم كه موالى تركِ آنان به اسم آنان بر دنيا حكومت مىكردند . اكنون بايد بيفزاييم كه نتايج ناگوار آن تحولات ، تنها در مسائلى كه گفته شد خلاصه نمىشد ، بلكه به رشد بسيارى از جنبش‌هاى سياسى و دينى كمك كرد . كسانى كه در پى دستيابى به اهداف بلند مدت خود بودند ، عجز عباسيان ، آنان را براى به راه انداختن قيام و فتنه تحريك كرد . آنچه در اينجا براى ما اهميت دارد ، اشاره به شورش‌هاى دينى است كه گروه‌هاى مختلف شيعى در آنها درگير بودند و دامنهء آنها در سرزمين‌هاى فراوانى از محدودهء تحت حاكميت عباسيان انتشار يافت . برخى از اين قيام‌ها زيدى و برخى امامى موسوى و تعدادى وابسته به امامت اسماعيليه يا اثنا عشريه بود . فتنه‌اى هم از آنِ قرامطه بود ؛ قرامطهء عراق و شام و بحرين و قطيف ، و همين طور قرامطهء يمن و نيز كتاميون در مغرب و فاطمىها در مصر . همهء اينها شيعهء آل على بودند و البته به حسب نژاد و قوميت با يكديگر تفاوت داشتند . « 1 » گروه‌هاى ياد شده ، زمانى دراز عباسيان را به خود مشغول كردند ، زمان‌هايى كه عباسيان براى حكومتشان سخت نيازمند آن بودند . بسيارى از آنان ، به اعتبار ضعف عباسيان ، توانستند بلاد مستقلى را در اختيار گيرند و برخى دولت‌هاى خاص خود را درست كردند كه صداى آن در تاريخ پيچيد . مشهورترين آن‌ها دولت فاطمى در مصر بود . بحث ما در اينجا تنها به قرامطه مربوط مىشود ، زيرا قرامطه در سال 317 با حوادث اين دورهء مكه كه ما از آن سخن مىگوييم پيوند خوردند .

--> ( 1 ) . از مشهورترين فرقه‌هاى شيعه يكى از اسماعيليه در هند هستند كه مىگويند ما به دليل انتساب به اسماعيل فرزندجعفر بن محمد عليه السلام از ديگر شيعيان جدا هستيم . زيديه گروه ديگرى از شيعيان در يمن هستند كه انتساب به زيد برادر محمد بن على باقر عليه السلام كه جد همان اسماعيل است ، دارند . باطنيه هم به خاطر اين كه اظهار مىدارند كه هر ظاهرى باطنى دارد و هر تنزيلى ، تأويلى ، باطنيه ناميده مىشوند . قرامطه و مزدكيه در عراق و خليج فارس و داووديه و بهره و سليمانيه هم از فرقه‌هاى شيعه هستند . اينان در هند و يمن هستند . ( مؤلف هيچ اشاره‌اى به شيعيان امامى كه عمدتاً در عراق و ايران و لبنان و بحرين و كويت و افغانستان و هند هستند ، نكرده است ) .