أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
205
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
اين مطلب ، نشانگر حجم استفادهء عراقىها از مهاجران حجازى است . چنان كه نشان مىدهد كه هجرت هنر آوازهخوانى ، امرى واقعى است كه عامل آن نيازمندى آوازهخوانان به رزق و روزى بوده است . نكتهء ديگر آن است كه پايين آمدن سطح ثروت و غنا در اين شهر و به دنبال آن بيرون رفتن اصحاب هنر و هنرپيشگى و آوازهخوانى و مسخرهگرايى ، آثار خود را در زندگى روزمره هم باقى گذاشت و آن اين بود كه اهالى اين شهر ، به همان درسى كه از حلقههاى علمى و مجالس مىگرفتند اكتفا كردند و اين آنان را به سمت زهد و زندگى خشك و رضا و رغبت در تعليم و تفقّه كشاند . آن حركت علمى كه در ابتداى اين بحث به آن اشاره كرديم و نيز آنچه در بارهء علماى برجسته در تفسير و حديث و افتاء به عنوان محصول آن حركت علمى ديديم ، از آثار همين امر است . به دنبال آن است كه مىبينم مكهء اين دوره ، به وفور زاهد و عابد شهرت يافت و كسانى از ميان مهاجرانِ به اين شهر ، مكه را مأواى انزواى خويش داشتند ، آن گونه كه با پناه بردن به آن از مظاهر زندگى در شهرها ببرند و زير سايهء كعبه ، خويش را وقف عبادت كنند . فراوانى اين قبيل افراد عابد كه بسيارى از طبقات فقير بودند ، فقر را ميان اين جماعت گسترش داد . در مقابل ، افراد نيكوكار شروع به ساختن تكيههايى براى آنان كرده و حقوق مرتب براى آنان معين كردند . اين نخستين گامهايى است كه مكه در مسير زندگى جديدى كه مىتوان از آن به « زندگى در پناه تكيهها » تعبير كرد ، بر مىدارد . آثار اين مطلب در دورهء دوم عباسى بسيار روشن بود و ما در مباحث آينده از آن سخن خواهيم گفت . جنبههاى عمرانى يك پژوهشگر ، از مطالعاتى كه در باب آثار مكتوب در بارهء مكه دارد ، هيچگاه نتيجهگيرى نخواهد كرد كه آبادانى مكه در اين دوره ، در مقايسهء با دوران اموى ، رو به توسعه بوده يا بر محدودهء مناطق مسكونى مكه افزوده شده است . بلكه به عكس ، در اين دوره ، تعداد ساكنان مكه رو به كاهش گذاشت و مكيان در بلاد مختلف ، پراكنده گشته ،