أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
180
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مخالفت بر مىخاستند ، چيزى كه سبب برانگيخته شدن روح شعوبىگرى شده ، شعلههاى آن را بر افروخت و زمينه را براى قبول قيامها و پيوستن مردم به حركتهاى مخالف ، از خوارج يا شيعه و ديگران فراهم مىكرد . 4 - فرو رفتن بسيارى از آنان در اتراف و توجه به لذائذ دنيوى كه اختصاص به آنان و اطرافيانشان داشت و همين طور توجهشان به لهو و انتخاب انواع همنشينان و نديمان كه سبب برانگيختن بسيارى از انتقادها عليه آنان در ميان بسيارى از متدينين شهرها مىشد . از يكى از شيوخ بنىاميه در بارهء علت سقوطشان پرسيدند . او پاسخ داد : ما به لذات خويش مشغول گشتيم و از تفقد كسانى كه تفقد آنان بر ما لازم بود باز مانديم . « 1 » عباس به برادرش بشر بن وليد مىگويد : تصوّر مىكنم كه خداوند اجازهء هلاكت شما را داده است . سپس به اين اشعار تمثل جست : من شما را به پناه بردن به خداوند از دست فتنههايى كه مانند كوه بالا مىرود و آنگاه خاموش مىشود ، فرا مىخوانم . مردمان از سياست شما خسته شدند . پس به ستونهاى دين چسبيدند و به مخالفت برخاستند . مردمان روبه صفت را به خود نچسبانيد . اين روبهان وقتى بچسبند ، مشغول چرا مىشوند . با دستان خود شكم خويش را ندريد ؛ چرا كه در آنجا حسرتى فراوان است و جاى جزع و فزع نخواهد بود . « 2 » 5 - توهين به مسلمانان آن هم در عمق وجود و شعور آنان ، كه در جريان حمله به كعبه توسط منجنيق ، و حلال شمردن مدينه براى لشكر طى سه روز و بهكارگيرى سختترين و مستبدانهترين اعمال در جنگ با امام حسين عليه السلام و كشتن او صورت گرفت . من گرچه با توجه به تحقيقات خودم ، بعيد مىدانم كه امويان به عمد به كعبه حمله كرده
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 194 . ( 2 ) . كامل ، ج 4 ، ص 266 .