أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

145

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

سپس پيشاهنگان سپاه خود را به سوى عرفه فرستاد . در آنجا نيروهاى ابن زبير در مقابل آنان برآمدند و درگير شدند كه ضمن آن نيروهاى زبيرى شكست خوردند . سپس حجاج به بئر ميمون ، جايى ميان مكه و منى آمد . در اين جا بود كه طارق بن عمرو فرماندهء اموى هم كه به مدينه رفته ، آنجا را تصرّف كرده ، براى عبدالملك بيعت گرفته بود ، به وى پيوست . با رسيدن هلال ماه ذىحجهء سال 72 مكه در محاصره بود و حجاج راهى براى ورود به مكه نداشت . با فرا رسيدن روز عرفه ، حجاج هم همراه سپاهش تلبيه‌گويان ايستاد . سپس به مزدلفه رفت و از آنجا به منى آمد اما او و سپاهش براى اتمام مناسكشان نتوانستند به مكه بيايند و همچنان در احرام ماند . زبيرىها و طرفدارانشان هم نتوانستند به عرفات بروند و قربانىهاى خود را همان‌جا در مكه ذبح كردند و همچنان در محاصره ماندند . در آغاز سال 73 بود كه سپاه حجاج در ميان حجون و بئر ميمون استقرار يافت . اين بعد از آنى بود كه عبدالملك اجازهء وارد شدن به مكه را به او داد ، در حالى كه پيش از آن به وى توصيه كرده بود كه او را محاصره كرده و از وارد شدن به مكه خوددارى كند . نيروهاى حجاج اندك اندك جلو رفتند تا برخى از نيروها در سمت باب بنى شيبه و تقريباً در محاذات باب صفابه درهاى ورودى مسجد الحرام رسيدند . نيروهاى زبيرى به داخل مسجد رفته و در پناه كعبه سنگر گرفته بودند . حَجاج دستور نصب منجنيق را داد كه نصب شد و اين براى بار دوم بود كه اين نقطه در دورهء ابن زبير با منجنيق مورد حمله قرار مىگرفت . سنگ‌ها به كعبه اصابت كرد و چنين تصور مىشد كه هدف همان كعبه است . در اين باره بايد دقت بيشترى كرد . حجاج با همهء قساوت و دشمنى كه داشت كسى نبود كه اسلاميت و قِبله‌اى را كه خود به سوى آن نماز مىخواند فراموش كند و با منجنيق به جان آن بيفتد . اين قبيل جنگ‌هاى پرحرارت كه در بسيارى از ادوار ، مسلمانان را به خطاهاى بزرگ كشانده ، بيش از آن كه اين نبردها مقصود بالذات باشد ، نتيجهء طبيعى هيجانات ناشى از خشمى است كه عقل و حكمت براى متعادل كردنشان در آن‌ها حضورى ندارد . و البته ما زبيرىها را هم تبرئه نمىكنيم . آنان هم در ايجاد اين دشمنى و