أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
137
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
ايشان به صفوف برادرانشان پيوسته و همگى روى كلمهء واحدهاى كه بتواند اين شقاق و اختلاف را بر دارد ، متحد شوند ، آن هم در وقتى كه ما بيش از هر زمان ديگر به اتحاد و اتفاق نيازمنديم . نبرد در مكه و آتش گرفتن كعبه هنوز واقعهء حرّه در اواخر سال 63 در مدينه تمام نشده بود كه يزيد به مسلم بن عَقَبه « 1 » فرمانده سپاه شام ، دستور داد تا براى جنگ با ابن زبير راهى مكه شود . در نيمهء راه بود كه مسلم بن عَقَبه مرد و پيش از آن سپاه را به حصين بن نُمير « 2 » سپرد . او فرماندهى را بر عهده گرفت و در اواخر محرم سال 64 به مكه رسيده در بيرون آن مستقر شد . ابن زبير هم با نيروهاى خود كه جمعى از مردم مكه و شمارى از قبايل اطراف بودند و كسانى از بزرگان مدينه به آنان پيوستند ، آماده شده ، دو طرف به نبرد با يكديگر پرداختند . اين مسأله ادامه يافت تا آن كه سپاه شام در سوم ربيع الاول 64 مجنيق نصب كرده ، شروع به ريختن نفت و سنگ روى كعبه كردند كه منجر به آتش گرفتن پرده و خراب شدن ديوار آن شد . « 3 » به عقيدهء من هدف آنان كعبه نبود ، زيرا سپاه شام هم به سمت آن نماز مىخواندند و كسى كه به سوى كعبه نماز مىخواند ، آن را هدف قرار نمىدهد و راضى به انداختن سنگ - چنان كه برخى مورّخان گفتهاند ، يا به عقيدهء برخى ديگر - و آتش به سوى آن نمىشود . آنچه من مىفهمم اين است كه ابن زبير به كعبه پناه برده بود و از آن به عنوان ابزارى براى حفظ خود استفاده مىكرد . سپاه شام هم مىكوشيد تا او را كه در پشت كعبه پنهان شده بود ، هدف قرار دهد و طبعاً برخى از سنگها به كعبه اصابت كرد . برخى از مورّخان ميانهرو گفتهاند كه اصحاب ابن زبير در كنار كعبه آتش روشن كرده بودند و اين آتش به
--> ( 1 ) . مسلم بن عقبة بن رباح مرى از فرماندهان دوران اموى است . مسلم به خاطر اين كار زشت خود مسرف لقبگرفت . ( 2 ) . حصين بن نمير سكونى هم از فرماندهان دوران اموى است . ( 3 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 1 ، ص 135 .