على قاضى عسكر
66
تخريب و بازسازى بقيع به روايت اسناد (فارسى)
موجود ، كماكان فكر و ذهن مدرس و اطرافيانش ، پىگيرىِ موضوعِ حرمين شريفين مىباشد . بهبهانى در سخنان پيش از دستور خود ، با اشاره به بىتوجهى ملل مسلمان نسبت به تهديدات كفار ، چنين نتيجه مىگيرد : « تا كى بىحالى ؟ ! تاكى بىاعتنايى ؟ ! تا كى مسامحه . . . ؟ ! قلوب هريك از مسلمانان ايرانى را مملو از خون ( كردهاند ) . . . ! مىخواهند يك صفوف جديدى به ملل اسلامى . . . بيفزايند . . . ، ايران كه هم از نقطهنظر سياسى و هم از نقطهنظر مذهبى ، از جميع فِرَق اسلامى بايستى علاقمندتر باشد ، در چه حال است ؟ ! آقا بالا سرها ، قيمها ، متولّىها ، سياستمدارها ، صاحباختيارها ، بالأخره آنها كه هميشه خود را همهچيز و ديگران را ناچيز مىشمارند ، در اين موقع مهم سياسى و ديانتى ، در اين موقع حياتى ، در اين مدت مديد ( تقريباً يكسال ) چه كردهاند ؟ ! جمعى مشغول تكذيب ، جماعتى بىخيال ، چند نفر مشغول كار ، ولى چهكار ؟ نشستند و گفتند و برخاستند . از هركس پرسيدم ، گفتند : مشغول مذاكره هستيم . خلاصه تاكنون چه كردهاند ؟ ! حرف زدهاند ! حرف خالى و بىفايده ! » . او سپس پيشنهاد مذاكره با نمايندگان كشورهاى مسلمان را براى انعقاد يك كنفرانس بينالمللى مىدهد تا در آن آيندهء سياسى حجاز مشخص شود و پيشنهادى با قيد دو فوريت تقديم مجلس