على قاضى عسكر
121
تخريب و بازسازى بقيع به روايت اسناد (فارسى)
تحقيق اين معنى را نموديم ، قسم ياد نمود كه من هرگز به دولت متبوعهء خودم يا به غير آنها چيزى در اين باب ننوشتهام و ممكن نيست بنويسم ؛ زيرا كه خلاف مذهب آنها است و اگر چنين توسطى بنماييم توليد اشكال براى من خواهد نمود ، سپس گفت كه شخصى با كاشفالغطا بود ( يعنى سيدالعراقين ) درخواست نمود با اصرار شيخ كه سفارشى براى اكرام و احترام شخص او بنويسم ، من هم مانعى نديده نوشتم و به او دادم . خلاصه ، اين سوء تصرّفات سيدالعراقين و نشريات و تنويهات او خرابى و انقلابى توليد كرده كه دود و شرارهء اين آتش دنبالههاى بدى دارد و در هرجا با حضرت شيخ متفقاً استشهاد به مراسلات و بيانات ملازمان حضرتعالى و عكس و منقولات مزّيفة و . . . و . . . « 1 » مىنمايند ( تا چه شود ) . بارى ، آقايانى كه از عمرهء رجبيه رجعت نمودند ؛ خصوصاً آقاى شيخالعراقين و آقا سيد ابراهيم شهرستانى ، اسرار سيدالعراقين را فاش و حقايق را بر همه روشن ساختند و توجهات عاليه را نسبت به داعى و خدمات جليلهء آنجناب را نَقل و نُقل مجالس نمودهاند و ضمناً بشارت تشريففرمايى موكب عالى را به مخلص دادهاند ، خواهشمندم كه ورود حضرتعالى در بنده منزل كه منزل خودتان است قرار فرماييد و مانند وعدهء سهسال قبل تخلّف نشود ، دوستان
--> ( 1 ) . نقطهچينها مربوط به متن نامه است .