حسن حسين زاده شانه چى

117

اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)

نواحى تحت سلطه خويش حكومت كردند . دههء آخر عصر غيبت صغرى ، دورهء شكل‌گيرى قدرت آل بويه بود و در طى آن پايه‌هاى اقتدارشان را محكم ساختند ، به‌گونه‌اى كه اندكى پس از غيبت صغرى ، يكى از مقتدرترين دولت‌هاى اسلامى و بزرگترين دولت‌هاى شيعى را برپا كردند . « 1 » دربارهء مذهب بويهيان اختلاف است . برخى آنان را شيعه امامى ، و دسته‌اى زيدى مىدانند ؛ ولى شواهد و قرائن ، بيشتر به زيدى بودن ايشان گرايش دارد . ارتباط نزديك سران آل بويه ، به‌خصوص ركن الدوله با برخى امامان زيدى ، و نيز سخنان آنان ، كه نشان‌دهندهء اعتقادشان به ايشان مىباشد ، « 2 » اين احتمال را بيشتر تقويت مىكند . با اين حال ، شواهدى نيز در دست است كه امامى بودن برخى از آنان را تداعى مىنمايد « 3 » اما آن‌چه به نظر مىرسد اين است كه گويا ، باتوجه به قلمرو گسترده حكومتى آل بويهء ايران ، ايشان حقيقت مذهب خود را آشكار نمىساختند . سياست تسامح آنان و حمايت‌هايشان از شيعيان و علويان در توسعهء علمى و فرهنگى و سياسى تشيع ، پس از غيبت صغرى تأثير بسيارى داشت ، ولى به جهت شكل‌گيرى اوليهء اين دولت در عصر غيبت صغرى ، در اين‌جا از آن ياد شد . امارت‌هاى ديگر گذشته از دولت‌هاى بزرگ يادشده ، در برخى مناطق ديگر ، خاندان‌هايى از علويان كه به‌طور عمده زيدى مذهب بودند ، امارت‌هايى داشتند ، از جمله در نواحى حجاز و يمامه ، كه مهم‌ترين آن‌ها بنى اخيضر از سادات حسنى بودند و از سال 251 تا 305 ق بر مكّه و يمامه امارت كردند . مؤسس اين امارت ، اسماعيل بن يوسف بود كه در سال 251 ق ، در طى يك شورش ، مدينه را تصرف نمود و پس

--> ( 1 ) . ر . ك : زرين‌كوب ، تاريخ ايران ، ج 1 ، ص 115 . ابن اثير ، همان ، ج 3 ، ص 130 و بعد از آن . ( 2 ) . ر . ك : به كوشش مادلونگ ، اخبار الائمة الزيديه ، ص 103 و بعد از آن و نيز ص 248 . ( 3 ) . صدوق ، عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 279 .