مركز تحقيقات حج
71
ادعيه و زيارات عتبات عاليات (فارسى)
يَكُنْ عَلَيْكَ اميرٌ ، وَكَمْ مِنْ امْرٍ صَدَّكَ عَنْ امْضآءِ عَزْمِكَ و كسى بر تو امارت نداشت ، و چه بسيار كارهائى كه جلوگيرى كرد تو را از انجام آنها فيهِ التُّقى ، وَاتَّبَعَ غَيْرُكَ فى مِثْلِهِ الْهَوى ، فَظَنَّ الْجاهِلُونَ پرهيزكاريت ولى پيروى كردند ديگران در مانند آن از هواى نفس و اين سبب شد كه نادانان گمان كنند ا نَّكَ عَجَزْتَ عَمَّا الَيْهِ انْتَهى ، ضَلَّ وَاللَّهِ الظَّآنُّ لِذلِكَ كه تو سرانجام درمانده شدى ، گمراه گشت به خدا هر كه چنين گمانى كرد وَمَا اهْتَدى ، وَلَقَدْ اوْضَحْتَ ما اشْكَلَ مِنْ ذلِكَ لِمَنْ و هدايت نيافت ، و تو به خوبى آشكار كردى حلّ اين اشكال را براى آنكس كه تَوَهَّمَ وَامْتَرى ، بِقَوْلِكَ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ - : قَدْ يَرَى چنين توهم و ترديدى داشت به گفتارت - كه درود خدا بر تو باد - كه فرمودى : « گاهى باشد كه الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحيلَةِ وَدوُنَها حاجِزٌ مِنْ تَقْوَى اللَّهِ ، مرد چارهجو و زبردست راه چاره مىبيند ولى در برابرش پردهاى از تقواى خدا است فَيَدَعُها رَاْىَ الْعَيْنِ ، وَيَنْتَهِزُ فُرْصَتَها مَنْ لا حَريجَةَ لَهُ فِى پس دانسته و آشكارا آن را رهامىكند ، ولى همان فرصت را غنيمت شمارد كسى كه نسبت به دين الدّينِ ، صَدَقْتَ وَاللَّهِ وَخَسِرَ الْمُبْطِلُونَ ، وَاذْ ما كَرَكَ تعهدى ندارد » به خدا تو راست گفتى و ياوه سرايان زيان كردند ، و هنگامى كه آن دو النَّاكِثانِ فَقالا : نُريدُ الْعُمْرَةَ فَقُلْتَ لَهُما : لَعَمْرُكُما ما پيمان شكن ( طلحه و زبير ) با تو نيرنگ زدند و گفتند : ما قصد انجام عمره داريم و تو به آن دو فرمودى تُريدانِ الْعُمْرَةَ لكِنْ تُريدانِ الْغَدْرَةَ فَاخَذْتَ الْبَيْعَةَ بهجان خودتان سوگند كهشما قصدعمره نداريد بلكهقصد خدعهپيمان شكنى داريد وبههمينجهتاز آن