السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

55

تحرير الوسيلة (فارسى)

و اما سوم : ( شرط كمال ) - اقسام زيادى دارد كه ذكر آنها در اين مختصر مناسب نيست و در اينكه وضو به خودى خود و بدون غايتى مستحب باشد جاى تأمل است . ( 1 ) مسألهء 2 - مستحب است كسى كه وضو دارد تجديد وضو كند و ظاهر اين است كه براى سومين و چهارمين بار و بيشتر تجديد وضو جايز است . و اگر به قصد تجديد ، وضو گرفت و بعد معلوم شد كه وضو نداشته است ، اقوا اين است كه همان وضو رافع حدث است و احتياج به وضوى ديگرى نيست . ( 2 ) احكام خلل [ 23 ] ( 3 ) مسألهء 1 - اگر يقين به حدث دارد سپس شك در تحصيل طهارت نمايد و يا گمان كند كه آن را تحصيل كرده است هر چند شك او در بين عمل باشد ، بايد تحصيل طهارت نمايد ، بنابراين اگر وارد نماز شود و در بين نماز شك كند بايد نماز را قطع كرده تحصيل طهارت نمايد . و احتياط مستحب آنست كه نماز را تمام كرده و با طهارت جديد ، نماز را دوباره بخواند . ولى اگر شك او بعد از فراغ از عمل ( مثل نماز ) باشد ، بنا را بر صحت عمل بگذارد و براى عمل بعدى تحصيل طهارت كند و اگر يقين به طهارت دارد و سپس شك در حصول حدث نمايد . به شك خود توجه نكند و اگر يقين به طهارت و حدث دارد و نداند كداميك متأخر است ، بايد تحصيل طهارت نمايد . حتى اگر زمان طهارت را بداند بنابر اقوا بايد تحصيل طهارت كند ، و اين در صورتى است كه حالت قبل از يقين به طهارت و حدث را نداند . كه اگر بداند بنابر اقوا بايد بنا را بر ضد حالت قبلى بگذارد . پس اگر بداند قبل از يقين به حدث و طهارت ، محدث بوده است بايد بنا را بر طهارت بگذارد و اگر بداند كه قبل از يقين به آن دو ، طهارت داشته است ، بايد بنا را بر حدث بگذارد . و اين در موردى است كه تاريخ هر دو مجهول باشد و همچنين است جائى كه تاريخ ضد حالت سابقه را بداند و اما اگر زمان وقوع يكى از آن دو را كه مثل حالت قبلى است بداند ، بايد بنا را بر محدث بودن گذاشته و تحصيل طهارت نمايد ، ليكن در تمام اين صورتها ، ترك احتياط سزاوار نيست و اگر بداند كه عضوى را نشسته يا مسح نكرده ، اگر چيزى كه وضو را باطل مىكند مثل از بين رفتن موالات و مانند آن ، صورت نگرفته باشد ، بايد آن عضو را شسته و يا مسح نمايد ، و گرنه بايد دوباره وضو بگيرد و اگر قبل از تمام شدن وضو ، در فعلى از افعال آن شك يا گمان كند بايد با مراعات ترتيب و موالات و ساير شرايط وضو ، آن را بجا بياورد . و شك كثير الشك اعتبارى ندارد كما اينكه شك بعد از فراغ - چه شك در فعلى از